عید فطر در کنگان

هیچ عیدی به اندازه عید غطر در نزد مردم کنگان اهمیت ندارد. چند روز قبل از عید٬ مردم

در حال انجام تدارکات لازم جهت برگزاری آن می باشند.اولین کار در این روز خواندن نماز عید

است شیعبان و اهل سنت در دو مکان جداگانه نماز عید برگزار می  نمایند٬خانواده هایی که در طول

طو.ل عید سال گذشته تاعید جدید ٬یکی از عزیزان خود از دست داده اند دراین روز در خانه 

خود بیاد اوبه سوگ می نشینند٬مردم دسته دسته برای عرض تسلیت به نزد آنها می روند٬

در موقع دست دادن با بازماندگان تنها باید به  جمله "نماز و روزه شما قبول باشد" اکتفا کرد

واز بکار بردن جمله"عید شما مبارک" خوداری کرد باید دقایقی برسر سفر ایی که در اتاقی

پهن شده ٬نشت و با خوردن میوه یا شیرینی فاتحه ای نثار روح میت کرد. بازدید وصلح و

آشتی بین آنهایی که باهم  قهر و دلخور هستند از دیگر برنامه های این روز است.خردسالان

 هم از بزرگترها عیدی می گیرند.سابقا همه در این روز لباسهای نو به تن می کردندو به دید و

 بازدید می پرداختند.اقوام و فامیل به سر زده وبه هم عید تبریک می گویند.

                          عید همه دوستان عزیزمبارک باد

 

کودتای 28 مرداد

اکثرمردم از حاکمان و رجال سیاسی گذشته خود به بدی یاد می نمایند٬زیرا بعضی از آنها آنقدر

ستمگر و ظلم بوده اند که تا دنیا دنیاست نام آنها در لیست سیاه تاریخ قرار دارد.اما بااین وجود

تعداد انگشت شماری سیاستمدارانی وجود داشته که نه تنها در کشور خود بلکه در بین تمام

ملتهامورد احترام قرار گرفته وهمه به آنها افتخار نموده و در برابر نام آنها تعظیم می

نمایند.افرادی همچون کوروش٬ مهاتما گاندی ٬نلسون ماندلا ٬ دکتر محمد مصدق از جمله

این سیاستمداران می باشند.در تاریخ سیاسی ایران نام دکتر مصدق همچون آفتاب تابانی می

درخشد٬ او سیاستمداری توانا و دلیر بود که تا آخرین لحظات زندگی خود در راه خدمت به

مردم ایران زمین تلاش نمودو توانست دست استعمارگران از نفت این سرمایه ملی کوتاه

نموده و به ملت برگرداند.او مردی قاتونگرا بود و هیچوقت حاضر نشد بخاطر خود قانون را

نادیده گرفته و از اموال بیت المال چیزی برای خود نیندوخت.دولتهای استعمار گر که وجود

چنین مرد بزرگی مخالف منافع خود می دیدند با کمک ایادی داخلی بر دولت او تاختند ودر روز

۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با کمک چکه پوشان خود او ویارانش به بند کشیده و دولت او را سرنگون

نمودند.ملت ایران هیچوقت خدمات این مرد بزرگ فراموش تکرده وبه خود می بالد که در برهه

ای از تاریخ چنین فرد بزرگواری زمام امور مملکت بعهده داشته است.

                   یاد و خاطره مردان بزرگ گرامی باد.

پاسخ به یک خواننده

آقای حسینی سلام.لطفا  کامنت مرا بدقت خوانده و بدون سانسور به آن پاسخ بدهید.

۱ ـ چرا در مورد چیزهای پیش پا افتاده ای مانندغذاهای ماه رمضان یا مراسم گرگشو می

نویسید٬ چرا وقت خود را صرف اینگونه مطالب می کنید.آقای حسینی هر هفته شاهد برگزاری

مراسمهای مهمی در این شهر هستیم ٬چرا در این مورد چیزی نمی نویسید٬اخبار شهرستان

منعکس نمایید تا ما از شما راضی شویم.

پاسخ:سلام.از جنابعالی بخاطر انتقادتان تشکر وقدر دانی می نمایم٬بنظرمن غذاهای ماه رمضان و گرگشو جزیی از اداب .ورسوم مربوط به گذشتگان ماست و آنقدر هم پیش پا افتاده نمی باشد٬کاش نمونه هایی از مراسماتی که هر هفته در کنگان برگزار می شود نام می بردید.انعکاس اخبار بعهده صدا و سیما٬سایتهای خبری وروابط عمومی ادارات می باشد اگر برایت امکان دارد با این عزیزان مکاتبه نمایید.

۲ ـ مصاحبه هایتان اصلا قابل قبول نمی باشدبجای گفتگو با پیرزنی یا یک قرآن خوان ساده با

مدیراول شهرستان و معاون او مصاحبه نمایید٬ این امر کلاس شما را بالا می برد.

پاسخ:بنده برای پیرزن و قرآن خوان ساده بسیار ارزش قائل هستم تا حضراتی که جنابعالی از آنها نام برده اید٬برادر عزیز اینطور دیگران را تحقیر ننمایید٬خاک بر سر کسی که بخواهد با انجام مصاحبه با بقول شما مدیر اول و معاون او کلاس خود را بالا ببرد.شما زحمت کشیده و با این آفایان مصاحبه نموده وبه اطلاع افراد با کلاس برسانید.

۳ ـ بجای عکس افراد عادی عکسهای مسئولان محترم در وبلاگ خود قرار دهید٬چرا همه دنبال افراد گمنام هستید.

پاسخ:بنده فردی گمنام می باشم لذا  عکس افراد گمنام منتشر می نمایم عکس افراد معروف باید توسط فرد شریفی مانند شما انتشار یابد.

در سوگ آذربایجان

چندی روزی است که بر اثر وقوع زلزله تعدادی از هموطنان آذربایجانی در زیر آور جان خود را

از دست داده ونه تنهاخانواده های آذری بلکه ملت ایران را دغدار نمودند. هر چند سال یکبار

شاهد وقوع زلزله در یکی از استانهای کشور می باشیم٬آثارزلزله  ای که بندر زیبا و تجاری

 سیراف را ویران نمود می توان هنوزدر این شهر مشاهده نمود.طی چند سال اخیر زلزله

 شهرهای بوئین زهرا٬طبس٬ قزوین  ٬رودبار و منجیل٬بم و....را لرزاند و تعداد زیادی ازمردم

 این مناطق جان خود را از دست دادند.با وجود لرزشهای متوالی زمین ونابودی شهر ها

و ساکنان آن ٬مسئولان و دست اندر کاران اداره کشور تاکنون راهی برای کاهش تلافات 

انسانی اینگونه حوادث پیدا ننموده و تنها با صدور اعلامیه ای به جنگ این فجایع می روند.با

وجودسازمانهای عریض والطویلی همچون وزارت راه وشهر سازی٬ سازمان نظام مهندسی٬٬

دفاتر رنگارنگ فنی و شهر سازی تا کنون راه حل اساسی برای مقابل با این پدیده شوم ارائه

نگردیده و این تشکیلات وظیفه ای جز خالی کردن جیب مردم بیچاره ندارند. در حالیکه مردم

آذربایجان شرقی در زیر خروارها آور با مرگ دست وپنجه نرم می کردند٬رسانه ملی

بجای پخش خبر این حادثه ٬برنامه های بخور ملت بیچاره می دهد که غیرت و غرور هر ایرانی

را جریحه دار می نماید.در کشور ژاپن زلزله های ۷ ریشتری چنان مهار شده که وقوع آن

برای مردم امری عادی تلقی میگردد و حتی کسی را روانه بیمارستان نمی نماید.در سونامی

اخیرژاپن در نطر سنجی که بعد از وقوع آن صورت گرفت محبوبیت نخست وزیر ژاپن نسبت به 

قبل از وقوع سونامی افزایش پیدا کرده بود.جا دارد که مسئولانی که ادعای مدیریت جهانی

آنها گوش عالم را کر کرده ٬برای مهار اینگونه حوادث فکری کرده تا بیشتر از این نخواهیم با

دستان خود جسد عزیزانمان را در زیر خاک دفن نماییم.

 

یادی از دوستان

بعضی افراد آنقدر خوبند که هرگز یاد و خاطرشان از ذهن آدم پاک نمی شود٬در این روزهای

ماه مبارک رمضان بیاد خانواده خوبی افتاده ام که دوست دارم شما هم با این خانواده آشنا

شوید.در سالهای دور زمانی که هنوز به مدرسه نمی رفتم در روستای بنک @مرحوم ملاسالم

 جاسمی با خانواده خود زندگی میکردآنها بسیار مهربان ودوست داشتنی بودند به همه احترام 

می گذاشتندو مردم هم خیلی آنها را دوست داشتند.ملا اصالتا اهل تمبک و مرد فهیمی

بود.همسر خوب و فرزندان بسیار مهربانی داشت. میمونه٬ابراهیم٬شیخه٬فاطمه و محمد

فرزندان ملا سالم بودند.میمونه٬دختری قد بلند و فهمیده بود٬ابراهیم پسری جسور و نترس

بحساب می آمد٬شیخه خانم قد متوسطی داشت هر وقت به خانه آنها می رفتم  برایم

غذا می آوردو با دستهای مهربانش در دهانم می گذاشت٬فاطمه از من بزرگتر بود و هروقت

در راه مدرسه مرا می دید دستهایم می گرفت و با خود مرابه مدرسه  می برد.با محمد فوتبال بازی

میکردم.هر وقت به خانه شان می رفتم میمونه بامن خیلی شوخی میکرد و گاهی اشکم در

می آوردبعدهم با دستهای مهربانش صورتم را می شست.خانه مرحوم ملا سالم به مسجد

چسبیده و او امام جماعت اهل سنت بعهده داشت.آنها برای نجات از گرمای طاقت فرسای

تابستان مانند بعضی از ساکنان روستا برای خود بالا خانه ساخته بودند.هر سال ملا در خانه

خود مکتبخاته داشت و به بچه ها آموزش روخوانی قرآن می داد.منزل ملا سالم آدرس پستی

ما بود پدر م از کویت به آدرس خانه ملا برایمان نامه می فرستاد.اگر چند روز طول می کشید و

مابرای گرفتن نامه نمی رفتیم میمونه با آینه و از پشت بام به ما علامت رسیدن نامه می داد

چه دنیای زیبایی داشتیم دختران ملاسالم چقدر مهربان بودند٬میمونه همان سال با فردی از

ابادان ازدواج کرد٬روزی با همسرش که فکر کنم علی نام داشت به خانه ما آمد خیلی

خوشحال شدیم مادرم خروسی بزرگ بعنوان کادو به او داد.آنها چند سال قبل از انقلاب به قطر

مهاجرت کردند.از آن تاریخ تاکنون آنها را ندیده ام دلم برای مهربانیهایشان تنگ شده است٬دلم

می خواهد باز شیخه برایم غذا بیاورد٬میمونه اذیتم کند با آینه علامت بفرستد٬فاطمه مرا به

مدرسه برساندوبا محمد فوتبال بازی کنم.چند ماه پیش از طریق یکی از دوستانم مطلع شدم

که ملا از دنیا رفته است٬میمونه و شیخه در امارات زندگی می کنند و فاطمه هم قطر

است.کاش زمان به عقب برمی گشت ومن باز جهره های مهربان آنها را می دیدم.کاش

لحظاتی تلفنی با آنها صحبت می کردم.ابراهیم٬میمونه٬شیخه٬فاطمه٬محمد هر کجا هستید

به یادتان هستم و خیلی دوستتان دارم.

شبهای قدر در کنگان

شبهای قدر در نزد مردم کنگان مثل سایر مناطق کشور٬اراهمیت زیادی برخوداراست . بسیاری از  

مردم باحضور در مساجد در این مراسم شرکت می نمایند.ازسه  شب معروف به لیالی قدر٬شب 

23اهمیت بیشتری دارد.در این شب علاوه بر قرآن و دعا٬دعای جوشن کبیر هم خوانده می شود٬

مردم تا پاسی از شب در مساجد مانده ومشغول دعا و نیایش می شوند.چند سالیست که در

مساجد با سحر ی از مردم پذیرایی می شود.در سالهای نچندان دور شب ۲۳ ماه رمضان٬

به شب "الغوث "معروف بود.سابقادر این شب مردم با آوردن نخی٬ در موقع خواندن جمله"الغوث 

خلصنا من نار یا رب یا الله"آنرا را گره می زدند.هر کس به نیتی خاص نخ را گره می زد٬یکی برای

سلامتی٬دیگری ادای دین٬فرد دیگری آمرزش گناهان٬اما دختران هم نیت خاص خود  داشته و

نخها را گره می زدند.علاوه بر گره زدن نخ در حین خواندن دعا٬مردی مومن و مسن در سطلی

آبی که از قبل آماده کرده بودند٬به ازای هر گره ای که مردم به نخها می زدنند ٬تسبیح در آب

می چرخاند٬بعد از اتمام دعا آب سطل بین مردم بعنوان تبرک تقسیم می شدو مردم با خوردن

آب اعتقاد داشتندکه خود را برای یکسال بیمه  کرده و بیماری به سراغشان نمی آید.البته

موقعی که تعداد گره ها به عدد صد میرسید دعاهم تمام می شد@نخهای گره زده شدبرای

سلامتی به گردن بچه ها می ا نداختند.البته بر آورد شدن آرزوی دختران از همه جالب تر بوده و آنها

امیدواربودند که تا سال آینده کسی به خواستگاریشان خواهد آمد.در حال حاضر مراسم گره زدن

و چرخاندن تسبیح انجام نمی گیرد وافراد شرکت کننده بر سر خود قرآن می گیرند.

 در شب قدر برای تمام دوستان آرزوی سلامتی و بر آمدن حاجات می نمایم و امید وارم همه

مخصوصا دخترها به آرزویشان برسند.

و علی شهید شد

در تاریخ بشر فجایع محتلفی رخ داده که تعداد زیادی از بیگناهان قربانیان اصلی آن بوده اند٬اما

بعلت گذشت زمان اکثر این جنایات  فراموش شده وکسی آنها رابیادندارد ٬بعضی از این فجایع

هرگزازحافظه بشر پاک نخواهند شد٬فاجعه ۱۹ رمضان و ضربت خوردن امام علی(ع)یکی

از جنایاتی است که آزادگان تاریخ هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد.فرزندان قابیل سرمست از

قدرت زر و زور و تزویردر شب نوزدهم رمضان زخمی بر دل انسانهای آزاده گذاشتند که

هیچوقت التیام نخواهد یافت.همه جنایتکاران٬حرامیان٬آدمکشان٬فرعونیان٬امویان٬در کالبد

سراسر فاسدپسر مرادی ظاهرشده ودر مسجد کوفه مخلص ترین بنده خدا که بعد از رسول

خدا مثل و مانندی نداشت٬به شهادت رسانندنسانی که همه حاکمان از آغاز خلقت تاکنون در

برابربزرگی و عظمت او پشیزی ارزش ندارند.شمشیر پسرقابیل  تنها فرق پسر ابوطالب

نشکافت بلکه تیغ پر کین اوبر تارک همه بیچارگان وستمدیدگان تاریخ فرود آمد٬با شهادت

اوکلماتی نظیرعدالت٬اندیشه٬راستی٬انسانیت٬آزادی٬احساس و...معنای خود را از دست

دادند.حاکم عادلی از بین رفت که غمخوار مردم بود و هیچوقت مانند دیگر حاکمان بخاطر بیعت

و چند روز حکومت دیگران را ندرید.٬از کسی بزور بیعت نگرفت و کندن چاه را بر  گرفتن

قدرت ترجیح داد.او انسان بزرگواری بود که در حین داشتن قدرت بخاطر ظلمی که بر یکی از

شهروندان غیر مسلمان در حکومت او صورت گرفته بودبر سر وصورت خود میزدو زار زار گریه

میکرد و هرگز نفرمود که چون مظلوم زن یهودی است نباید از او دفاع کرد.مردم یا هم کیش او

بودند یا همنوعش ٬ هرگز بین آنها تبعیض قائل نمی شد.با وجود اینکه فرمانروا بوددر

برابرکوتاهی که نسبت به بچه های یتیم صورت گرفته بودچهره مبارک خود را جلو آتش تنور

گرفت و برای یتیمان نان پخت ودر حالی که لقمه نانی در دهان انان میگذاشت از کودکان صغیر

عذر خواهی می کرد.غذایش مانند فقرا نان جوین بودو هیچوقت سر سفره زر اندوزان ننشست

٬به فرمانداران خود سفارش میکردکه مبادا بواسطه داشتن قدرت به کسی ظلمی شده یا از

بینی بیگناهی قطره خونی بچکدو یا استانداران و فرمانداران از اموال مردم برای خود زر

اندوزی نمایند.عدالت در برابر بزرگی او سرخم می کرد و بیچارگان وستمدیدگان از حکومتهای

جور اسلام اموی سراغ خانه او را گرفته و به ان پناه می برند.برای دفاع از حقوق مردم 

مماشات نمی کرد و در روز روشن دستان برادر خود را سوزانده واو را از کنار خود  راند.چنان

صبور وبردبار بود که با وجود داشتن خار در چشم و استخوان در گلو٬حرفی نزد و از کسی

شکایت ننمود. سلام و درود خدا بر حاکم عادلی که هرگز بشر نظیرش ندیده ونخواهد دید.

علمای کنگان(2)

یکی از علمای مشهور کنگان که مردم چه شیعه و چه سنی برای وی احترام خاصی

قائل بودند٬مرحوم حاج شیخ اسماعیل نورانی است..شیخ در سال ۱۲۸۶ درروستای بنک

متولدشد.تحصیلات ابتدائی خود رادر دبستان سلیمانیه کنگان به پایان رساند.او فرزند شیخ

محمدقاضی گله داری وبستکی الاصل می باشد٬خانواده او اکثرا اهل علم و دانش آموخته

مدارس علوم دینی می باشند.شیخ اسماعیل بعلت علاقه زیاد ی که به کسب علم داشت پس از 

اتمام تحصیلات ابتدائی ٬در مدرسه علمیه اهل سنت لنگه ثبت نام نمود٬او چندین سال دور از

خانواده به تحصیل علم پرداخت و پس از آن به کنگان مراجعه نمود و بعنوان امام جماعت اهل

سنت انتخاب گردید. همه مردم چه شیعه وچه سنی  او را قبول داشته وبرایش ارزش خاصی 

  قائل بودند.بعلت داشتن هوش و ذکاوت فراوان مردم برای حل اختلافات خود به او مراجعه 

وشیخ با تدبیر به حل اختلافات مردم می پرداخت.شیخ در ایجاد وحدت بین شیعه و سنی

تلاش فراوانی نمود.او مدتی بعنوان مدیر عامل شیر خورشید(هلال احمر)انتخاب و مشغول

خدمت به همشهریان خود گردید.علاوه بر این شیخ اسماعیل در خانه انصاف به حل و فصل

اختلافات مردم  پرداخت.مرحو م نورانی در سن ۷۳سالگی(سال۱۳۵۹)پس از مدتها تحمل

بیماری دارفانی را وداع کرد.  (تلخیص از پایان نامه آقای عظیم پناه با اندکی تغییر)

                                       روحش شاد باد

گرگشو

میــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلاد امام حسن(ع) مبــــــــــــارک بـــــــــــــاد

یکی از اداب و رسومی که از قدیم الایام همچنان در ماه مبارک رمضان به آن توجه می شود٬

برگزاری مراسم گر گشو می باشد.این مراسم برخلاف دیگر رسومها  فراموش نشده

 و توسط کودکان ونوجوانان اجراء میگردد.معنای دقیق گرگشو نمی دانم ٬از هرکس هم که در

این مورد سوال نمودم ٬پاسخ درستی نشنیدم.وقتی ماه رمضان به نیمه می رسدبه شکرانه

آن  این مراسم برگزار می گردد.بچه ها از ساعت ۵ بعداز ظهر در گروههای کوچک در حالیکه

کیسه ای در دست داشته٬سر وکله شان در کوچه پیدا می شد.آنها با دادن شعارهایی نظیر

"گرگشو٬بیت عبوشو            اتنی گرگشو             یگرگشو   " به در خانه ها رفته و فرا رسیدن

نیمه رمضان به اطلاع آنها می رسانند٬مردم هم با شنیدن این خبر با دانه های گندمهای برشته

که در زبان محلی به آنها "دنگ"می گویند٬از آنها پذیرایی و به اندازه مشتی در کیسه آنها می

ریختند٬.در حال حاضربعلت نبود گندم بین بچه ها شیرینی٬پفک و دیگر تنقلات تقسیم می

شود.البته بچه ها هم شعارهای سابق سر نداده و بیصدا به در خانه ها می روند.یکی از

نکاتی که اینروزها در مراسم دیده می شود برخورد غیر بومیان ساکن کنگان می باشد٬آنها

بعلت عدم آشنایی با این مراسم بچه ها را از در خانه خود می رانند.کاش یکبار دیگر مثل

سابق در این مراسم شرکت و شعار "گر گشو       بیت عبوش      اتنی گرگشو   سر می

دادم.البته تا پایان دوره راهنمایی در این مراسم شرکت می کردم.یاد ایام گذشته بخیر باد.

 

علمای کنگان(1)

حاج شیخ عبدالحسن بحرانی فرزند مرحوم حاج شیخ محمد بزرگ٬ عرب و بحرینی الاصل می باشد.از تاریخ تولد شیخ نتوانستم اطلاعاتی بدست بیاورم.اما همه متفق القولندکه وی قبل از انقلاب دار فانی را وداع کرده است.آقای عظیم پناه در مورد این مرد بزرگوار درپایان نامه  خودصفحه۷۱ چنین نوشته است:

"ایشان همانندپدران خودعالم دانشمندو روحانی متعهدومتقی وزاهدوتواضع وقناعت وزهدوساده زیستی او درس آموزنده برای مردم بود.خانه ی او محل یادگیری مسائل شرعی ومکتب درس او بود.اکثر قاریان قرآن در کنگان که قرآن صحیح می خوانند چه شیعه چه سنی شاگردان مکتب اوهستند.خانه محقراوهمواره محل استراحت وآسایش غربا وکسانی که قصد مسافرت به جایی داشتندو مکانی نداشتندو یا جهت فروش جنس به کنگان می آمدند٬بود.زیرادرکنگان نه مهمان سرا بود ونه مهمان پذیر ونه نانوایی وتهیه خوراک برای غربا بسیار مشکل بود٬وقتی می پرسیدند از کجا غذا تهیه کنیم مردم می گفتند:برویددروازه شیخ حسن و آن ساختمان ورودی درب حیاط او بود."

شیخ مردی فاضل و مورد قبول همه مردم بود وبسیاری از مشکلات مردم بوسیله او حل وفصل می شد.چنانکه آقای عظیم پناه در پایانامه خودصفحات ۷۲و ۷۱ آورده است:"حل مسائل شرعی وحقوقی مردم از قبیل دعاوی ملکی وحقوقی واختلاف ریشه دارکه کار محاکم قضایی وجزائی بودبه احسن وجه از کارهای او بودکه امروز دادگاه شایدیکسال یا بیشترطول می دهدولی ایشان یک روزه انجام می داد.اختلافات خانوادگی زن وشوهرو کار دادگاه خانواده که با چندین جلسه وتحمل هزینه واتلاف وقت مردم حل نمی شدبایک جلسه حل وفصل می نمود.تقسیم ارث های بسیار گسترده همراه با وارثین مختلف که کار یک ماشین حساب قوی ویک حساب گر زبر دست است راحت انجام می داد.ایشان سند نویس رسمی شرعی بودکه عبارت زیبا واصطلاحات ملیح واستفاده از آیات شریفه ی قرآن با خط خوانابودندکه آثار ونوشته هایش در خیلی از خانه های مردم کنگان موجود است.ایشان دارای فراست خاصی بود.مثلا ریشه وسابقه خیلی از خانواده ها را بلد بود ومشخصات واحوالات مردم را می دانست.مشارالیه دارای محبت و ولایت بسیار قوی نسبت به ائمه طاهرین علیه السلام بود ومعتقدبه ولایت علی بن ابی طالب و دیگر امامان بعد از وجود مبارک پیامبر اعظم حضرت محمدمصطفی صلی الله علیه وآله بود.او از طرف مراجع مراجع عظام تقلیدنجف اشرف هم چون آیه الله سید ابوالحسن اصفهانی٬آیه الله سید کاظم یزدی٬آیه الله سید ابراهیم اصطهبانی٬آیه الله سید سید عبدالهادی شیرازی٬آیه الله محمود شاهرودی٬آیه الله سید محسن حکیم٬آیه الله خویی وآیه الله بروجردی اجازه وکالت تام الاختیار و وکیل مطلق بوده است"                          روحش شاد باد

غذاهای ماه رمضان

غذاهایی که در ماه رمضان توسط  کنگانیها طبخ میگردد کمی متفاوت تر از ماههای دیگر وسفره ها رنگینتر به نظر می رسد.امروز از شما دعوت می نمایم پای سفره ماه رمضان در کنگان نشسته و با غذاهایی که در این ماه روزه داران در سفره افطاری خود قرارمی دهند٬ آشنا شوید.

لگیمات:این ماده غذایی که نوعی شیرینی بحساب می آید تنها در ماه رمضان تهیه می گردد.برای تهیه لگیمات به مواد زیرنیاز می باشد:مایع خمیر٬سه قاشق ماست٬یک قاشق مربا خوری کستر٬شکر٬آرد سفید(مخصوص کیک٬آب

طرز تهیه: آب را ولرم کرده وبر روی پودر ٬ ماست ٬ خمیرمایع وکسترکه از قبل آماده کرده ریخته و بهم می زنند پس از آماده شدن حدود ۴ساعت آنرا در جای گرمی  قرار داده تاخمیرش پف کند(ور بیاید)٬شکر را حرارت  داده تا رنگ طلایی بگیردسپس روی آن آب ریخته تا غلیظ شود ٬ پس از آماده شدن خمیر٬ماهیتابه (پر از روغن) روی اجاق  می گذارند خمیرها بشکل گلوله درآورده و داخل ماهیتابه می اندازند شعله باید کم باشدو بعد ازاینکه رنگ طلایی گرفت آنرا داخل آب شکر قرار داده ٬پس از اینکه شکر خوب در جسم لگیمات نفوذ کرد ٬شیرینی آماده شده است.بفرمایید دهان خودتان شیرین کنید البته بشرطی که اذان مغرب گفته شده باشد.

کستر: این ماده غذایی حدود ۳۵ سال بیش در سفره های افطاری مردم کنگان برای خود جایی پیدا کرده است.ماده اولیه آن پودری زرد رنگی است است که از کشورهای حوزه خلیج فارس وارد می شود٬روی قوطی آن "کسترد پاودر"نوشته شده است.طرز آماده کردن آن شبیه تهیه نشاسته است .اگر کسی بخواهدکستر خوشمزه تری طبخ کند باید بجای آب از شیراستفاده کند.

حریسه(حلیم):این غذا یکی از بومی ترین اغذیه های مردم کنگان می باشد.موادلازم گندم پوست کننده٬مرغ یا گوشت٬نمک٬روغن ٬آب. طرز تهیه:اول روغن در دیگ ریخته و مرغ در آن می ریزید٬پس از چند دقیقه آب روی آن ریخته تا جوش بیاید سپس گندمها در آن ریخته می شود(گندمها از فبل بایددرآب خیس خورده باشند)با ملاغه آنرا بهم زده تا دانه های گندم نرم شده وپخش شوند.کمی نمک هم باید در آن ریخت.پس از آماده شدن در بشقاب می ریزند

در سفره غذاهای دیگه مثل٬حلوای خرما٬رنگینک٬حلوا آردی٬ژله٬ماست و رطب ٬شوربا وجود دارد که به علت طولانی شدن مطلب٬از توضیح دادن پیرامون آنها خوداری می نمایم.

                        بعد از ماه رمضان در موردغذاهای بومی کنگان خواهم نوشت

یک خاطره

خواهر گرامی سیده فرزانه جاریانی در پست روز جمعه ۶/۵/۹۱ در وبلاگ خودجمله زیبایی بشرح زیر نوشته اند:

تاريخ : جمعه ششم مرداد 1391 | 1:20 | نویسنده : سیده فرزانه جاریانی

ترسناک ترین جمله دوران بچگی : صبر کن برسیم خونه ، من میدونم !!!

در کامنتی در زیراین جمله چنین نوشتم:
نویسنده: کنگان فرهنگ
جمعه 6 مرداد1391 ساعت: 12:1
سلام.در بچگی چند بار سرم شکسته است
 
او در کامنتی برایم نوشت:
نویسنده: سیده فرزانه جاریانی
جمعه 6 مرداد1391 ساعت: 12:26
سلام
از پیغامتون که روی وبلاگم ثبت کردید، معلوم میشه که در دوران کودکی و نوجوانی، خیلی پُر جنب و جوش و فعال بودید.
البته انرژی مثبت و قابل تحسین شما از نوشته های سیلیس و منظم شما کاملا هویداست.
موفق باشید.
 
این جمله مرا یاد خاطره ای انداخت که در سال۱۳۵۰ برایم اتفاق افتاده است شما را به مطالعه آن دعوت می نمایم
تابستان سال ۱۳۵۰ (سال دوم ابتدایی) به اصرار مادرم جهت فراگیری قرآن به مکتبخانه
 
مرحوم ملاحاجی رفتم٬قبل از من علو(علی) و محمودی(محمود)بچه های همسایه مان در
 
آنجا ثبت نام کرده بودند.وضع زندگی ما بد نبود زیراپدرم در فرودگاه بین المللی کویت کار میکرد
 
اما علو زندگی خوبی نداشت.زندگی محمودی از همه بهتر بود او به لطف تک پسر بودنش
 
خیلی مورد توجه والدینش قرار می گرفت مادرش(خدارحمتش کند) بهترین غذای آنروز برایش
 
می پخت ٬صبح باهزار اداء وعشوه ازخواب بیدار می شد٬کسی ازبچه های محله جرات کل کل 
 
کردن با محمودی نداشت اگر احیاناکسی چنین کاری می کرد دی محمودی مانند شیرژیان
 
وارد معرکه می شد.روز اول در مکتبخانه علو ومحمودی راملاقات کردم٬علو گفت که برای
 
محمودی صبحانه آورده اند ولی او حاضر به خوردن نون تابی(نانی که با روغن پخته می شود)
 
نشده است نگاهی به محمودی کردم قرآن بسیار زیبایی بر روی مرفعه(تکیه گاه مخصوص
 
قرآن)جلوش قرار داشت علو  نون تابی و من قرآن محمودی می خواستم.چند روز گذشت
 
همراه با علو در حال نقشه کشیدن جهت دعوا با محمودی بودم.بالاخره عصریکی ازروزهای
 
 هفته دوم نزد محمودی رفته واز او خواستم اجازه بدهداز قمقمه اش کمی آب بنوشم٬او
 
گفت: بجای آب  شربت آبلیمو دارد و حاضر نیست حتی یک قطره به من بدهد٬چیزی نگفتم زیرا
 
از مرحوم ملاحاجی می ترسیدم٬نزد علو برگشته و آمادگی خودجهت دعوا بامحمودی
 
بعدازتعطیلی مکتب با او در میان گذاشتم٬ علو هم که انگار منتظرشنیدن چنین خبری بود
 
با تکان دادن سر٬ موافقت خود را اعلام نمود٬به محض تعطیلی به کمک علو راه بر محمودی
 
بستم خانه آنهادرهمسایگی ما قرار داشت وبا روحیاتش که آدمی فوق العاده ترسو بود٬آشنا بودم
 
٬در دره ای که در مسیر رفت و آمدمان بود یقه اش گرفته وبه او گفتم چرا اجازه خوردن شربت
 
به من نداده است٬ با کمال تعجب گفت:دلم نمی خواهد وبعد سر قمقمه باز کرده و تمام
 
شربت ها بر روی زمین ریخت٬امانش ندادم و چندکشیده محکم به گوشش زدم٬ علو هم رسید
 
و دونفری در کتک زدن به او شکمی از عزا در آوردیم بعد از اینکه از کتک کاری خسته شده
 
قمقمه اش را پاره کردم ٬ علو هم قرآنش ازاو گرفت.محمودی در حالیکه با صدای بلند گریه و
 
زاری می کردبطرف خانه حرکت براه افتاد.  لطفا دنباله خاطره را در ادامه مطلب  بخوانید
ادامه نوشته

پای صحبت قاری قرآن در مقابله

حاج علی علیدوست بنکی الاصل ساکن کنگان ٬یکی از قاریانی است که سالهاست در مقابله

های مساجدبه قرائت کتاب آسمانی مشغول است.دیروز با او گفتگوی کوتاهی انجام دادم٬

 از شما دعوت می نمایم آنرا مطالعه فرمایید.

سوال: قرآن از چه سالی و نزد چه کسی آموختی؟

پاسخ:از سن ۷ سالگی جهت فرا گیری قرآن به مکتب مرحوم ملاسالم جاسمی امام جمعه اهل سنت بنک رفتم.او مردی مهربان و خوش اخلاق بود.یکسال نیم بعدموفق شدم قر آن را ختم نمایم( در مکتب وقتی کسی قرآن را خوب یاد می گرفت می گفتند ختم کرده).در سن ۹ سالگی در مدرسه سلیمانیه ثبت نام کردم.از آن به بعد شبهای ماه رمضان به مقابله ملا سالم  رفته و به من اجازه داده می شد سوره ای قرائت نمایم.در آن موقع تا قبل از سحر مراسم مقابله ادامه داشت.شبهای رمضان دو باراز مساجد صدای مناجات  شنیده می شد٬یکی برای آماده نمودن سحری و دیگری برای خوردن سحری٬مناجاتها واقعا روح انسان را صیقل می دادند.

سوال چه موقع در منزل خودتان مراسم مقابله برگزار کردید؟

پاسخ:چند سال بعد مرحوم پدرم(ملاحاجی)در منزلمان مراسم قر آن خوانی براه انداخت.مرحوم عبدالرسول راشدی٬سید محمودحسینی٬حاج محمد حیدری٬محمد حاج علی برام(ابراهیمی)٬عبدالرسول عرب در این مراسم قرآن می خواندند.بعد از قرائت قران دعای افتتاح خوانده می شد و شبهای قدر مراسم الغوث برگزار می گردید.

سوال:چه موقع مراسم مفابله در منزلتان تعطیل گردید؟

پاسخ:مقابله تعطیل نشد بلکه پس از اتمام ساختمان حسینیه(ماتم)به آنجا انتقال داده شد٬حاجی هاشم خرج مقابله می داد.

سوال:  درحال حاضردر  کدام مسجدبه قرائت قرآن مشغول هستید؟

پاسخ: بعد از اینکه از بنک به کنگان نقل مکان کردم شبهای رمضان در مقابله مسجد ولیعصر محله گردان  به قرائت قرآن مشغول شدم .چند سال بعد از من دعوت شد که به مقابله مسجد فاطمه الزهرا در خیابان هفده شهریور بروم ٬سالهاست که در این مسجد مشغول قرائت قران هستم.

سوال: از چند سالگی روزه گرفتید واز آن چه خاطره ای دارید؟

پاسخ:اولین بار کلاس چهارم ابتدایی اقدام به گرفتن روزه کردم٬اما همانروز در خانه دعوایم شد و دزدی از چشم بقیه لیوانی آب نوشیدم.از سن ۱۱ سالگی رسما روزه گرفتم هیچوقت پدرم مرا مجبور به اینکار نکرد و با اختیار کامل روزه گرفتم.

از شما بخاطر شرکت در این گفتگو تشکر می نمایم.

 

مقابله در ماه رمضان

مردم کنگان به قرائت قران در ماه مبارک رمضان اهمیت خاصی قائل هستند٬اگر گذر مسافری

در یکی از شبهای ماه رمضان به کنگان بیفتد ٬حتما با شنیدن صدای قاریانی که از بلندگوها

پخش می گردد ٬به اهمیت تلاوت قرآن در نزد کنگانیها پی خواهد برد٬در این ماه از مساجد

شیعیان وسنی ها صدای تلاوت کتاب وحی شنیده می شود.هرشب حدود ساعت نه ونیم(در

حال حاضر)جلسات قرائت قرآن که در اصطلاح محلی به آن مقابله می گویند٬یرگزار میگردد

هر مجلس توسط قاری با تجربه رهبری شده و تعدادی قاری نیز او را در امر یاری می نمایند

مردم مشتاق نیز با شرکت در اینگونه محافل به آن گرمی خاصی می بخشند٬خواندن دو جزء

از قرآن در هرشب یکی از برنامه های عمده ومهم قاریان می باشد٬اگر احیانا کسی در هنگام

قرائت دچار اشتباهی شد یکی از قاریان با تجربه اشتباه او را گوشزد می نماید.بعضی افراد

مراسم قرآن خوانی را در خانه های خود براه می اندازند٬البته اینگونه مجالس کمی

خصوصی بنظر می رسد٬ از مهمانان وشرکت کنندگان  در مجالس مقابله پذیرایی بعمل

می آید٬بعضی هم غذای نذری خود در اینگونه مجالس توزیع می نمایند.در گذشته مقابله ها

از اهمیت خاصی برخودار بودند٬قرآنها بر روی تکیه گاه مخصوصی که از جنس تخته بود وبه

آن مرفعه گفته می شد ٬قرار داده می شد ٬جلو هر قاری یک مرفعه قرار داشت٬.جهت

نگهداری از قرانها آنها را در کیسه های مخصوصی که زنان خانه دار آنها را آماده می کردند

قرار داده می شد.به منظور تشویق کودکان ٬قرائت سوره های کوتاه به آنها سپرده می شود

در مقابله های مساجد شیعیان پس ازقرائت قرآن٬دعای افتتاح خوانده می شود.مراسم

مقابله تا نمیه های شب ادامه دارد.

 

ماه رمضان

حلول ماه رمضان٬ماه رحمت ونزول قرآن به همه عزیزان تبریک وتهنیت عرض می نمایم

وامیدوارم خداوندمتعال توفیق عبادت و خدمت به بندگانش به همه ما عنایت فرماید.در این

ماه مبارک در نظر دارم در موارد زیر برایتان مطالبی بنویسم.

۱ ـ مراسم قرآن خوانی مخصوص ماه رمضان در کنگان

۲ ـ غذاهایی که در ماه رمضان توسط کدبانوهای کنگان طبخ می شود.

۳ ـ مراسم گرگشو و چونگی اجرای آن توسط کودکان.

۴ ـ گفتگو با پیرمردان و پیرزنان در مورد اداب و رسوم ماه رمضان در گذشته.

۵ ـ برگزاری مراسم شهادت امام علی (ع).

۶ ـ معرفی مساجد واماکن مذهبی در کنگان.

۷ ـ زندگینامه علماء شیعه و سنی کنگان.

۸ ـ مراسم الوداع مردم با ماه مبارک رمضان

۹ ـ عید فطر و اهمیت آن در بین مردم.

۱۰ ـ یادی از دوستان عزیزم.