تاريخ : دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 15:16 | نویسنده : سید رضا حسینی
در سالهای گذشته ( تا دهه60) مردم از وسایلی استفاده می کردند که اکثر آنها خود  تولید می کردند به همین جهت وابستگی آنها به کارخانه جات و مراکز تولیدی کمتر بود. متاسفانه با کنار گذاشتن تولید، فرهنگ وابستگی گسترش یافت و وسایل خانگی سنتی کم کم جای خود را به وسایل کارخانه ای دادند.

مختصرا در مورد هریک از این وسایل توضیح مختصری می دهم.

ترازو: در لهجه محلی کنگانیها به ترازو ،" میزان "هم می گفتند، این وسیله از پیش (برگ) نخل تهیه می شد ، کسانی که توان بافتن حصیر داشتند با شکلی خاص نسبت به بافت ترازو اقدام می کردند.این وسیله  دارای دو لنگه بود که در هریک از آنها، یک زنبیل تقریبا بزرگ یا متوسط وصل می شد.بالای ترازو به چوبی بسته می شد که با بالا  بردن آن وضعیت وزن اشیاء درون آن مشخص می شد.

بل: بل حصیری بود که به شکل خمره بافته می شد ، در درون بل خرما یا تنباکو می گذاشتند ، وسایل درون بل حتی بیشتر از یکسال نگهداری می شد. معمولا بلها در شکهای مختلفی بافته می شد.

خرمن کوب: در گویش محلی به این وسیله "برا "می گفتند. خرمن کوب از چوب ساخته می شد و در قسمت زیرن آن دیسک آهنی قرار داده می شد تا خوشه ها را خرد کند. خرمن به خر بسته می شد  و کسی بر روی آن سوار و بر روی گندمها می گشتند و این کار تا خروج دانه  از سافه ها ادامه داشت.

هل(حل): بچه ها  با این وسیله" تیله" بازی می کردند، حل بازی انواع و اقسامی دارد ، این بازی حتی مورد علاقه بزرگسالان نیز می باشد در حال حاضر  کودکان و نوجوانان این بازی را کنار گذاشته ولی بزرگسالان  در مکانهای خاص مشغول این بازی هستند.

تیر کمان: در مورد این وسیله در پست های قبلی توضیح داده ام.

با کلیک بر روی ادامه مطالب، تصاویر مربوط به این وسایل مشاهده نمایید این عکسها یکی از دوستان برایم ارسال کرده است.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 17:15 | نویسنده : سید رضا حسینی
حتما شما هم تاکنون قصه های مخلتفی از افرادشنیده یا در یا کتب  مختلف خوانده اید. داسنانهایی که  پدر و مادر در دوره کودکی برایمان تعریف کرده اند،  یکی از شیرین ترین قصه های دوران زندگی ماست که در این قصه های افراد مختلفی نقش ایفاء می کردند،گاه حاکمی که شبانه به خانه فقرا سر می زد یا چوپانی که در شبی بارانی گله خود را از گرگهای درنده ، نجات می داد، اما بعضی از داستانها دل افراد  را به درد می آورد، در این قصه ها قهرمان داستان با وجود انجام فدا کاری زیاد مورد بی مهری قرار می گرفت این قصه ها تاثیر فراوانی در رفتار کودکان و نوجوانان می گذاشت. اما داستانی که چند روز پیش یکی از همکاران فرهنگی برایم تعریف کرد از نوع سوم  بود، در این داستان یک همکار فرهنگی پس از سی سال خدمت ،به علت عدم توان تامین مالی زندگی خود، آرزو می کرد که ای کاش  در یکی از شرکتهای گازی در حوزه کنگان  به عنوان کارگر فضای سبز استخدام می شد، راستی چه بر سر فرهنگیان آمده که چنین آرزویی می کنند، چه کسی مسئول این همه نابسامانی  در حوزه فرهنگ می باشد؟ چه کسانی  بر سر فرهنگیان چنین  آورده است؟ تنها پاسخی که می توان به این سوالات داد این است که ، در نزد مسئولان کشور کار فرهنگی و فرهنگیان ارزش و اهمیت چندانی ندارند و گرنه هیچوقت یک معلم پس از سی سال آرزو نمی کرد که در فضای سبز کاری پیدا کند.باید چاره ای اندیشید  تا این چنین بر سر افرادی که گناهی به جز خدمت در حوزه فرهنگ ندارند، نیاید. تا کی باید نسبت به مسائل مادی و معنوی باید بی تفاوت بود. امید است که هر چه زودتر این گره از زندگی فرهنگیان باز شود .



تاريخ : شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 15:57 | نویسنده : سید رضا حسینی
مدتی است که در فضای مجازی تعدادی از وبلاگ نویسان  کمتر می نویسند، علت این امر را نمی دانم شاید وجود برنامه های محتلف باعث گردیده که دوستان  وبلاگ نویس فعالیت خود را متوقف نموده  و دیگر نمی نویسند، علت هرچه باشد، انتظار از صاحبان قلم و اندیشه بیش از این می باشد. باید نسبت به جامعه احساس مسئولیت کرد و برای ارتقاء سطح علمی، فرهنگی، اجتماعی،هنری و.....قلمفرسایی کرد. اگر قرار باشد کسانی که توان نوشتن دارند، قلم خود را کنار بگذاراند ،باید منتظر مرگ مغزی  جامعه در سطوح مختلف بود.پس بیایید ،بنویسید تا شاگرادانی امثال بنده بیاموزیم که در  جامعه چه می گذرد و وظیفه ما در قبال آن چیست. مسئولیت  فرهنگیان  در قبال تغذیه فکری جامعه بیش از سایر اقشار است زیرا این گروه با تجربیات ارزنده خود می توانند به پویای اجتماع کمک شایانی نمایند.

به یاری خدا در روزهای آینده در مورد مطالب زیر خواهم نوشت( البته امکان دارد تغیراتی در آن بوجود آید)

1 _ تزازدی یک فرهنگی بازنشسته 2 _ پاسخ به سوالات احمد یکی از کاربران گرامی (در دو پست) 3 _ چهارمین سال تولد وبلاگ کنگان فرهنگ 4 _ مصاحبه 5 _ روز جهانی کارگر و وضعیت کارگران شاغل در مرکز صنعتی کنگان 6 _ میلاد حضرت علی (ع) 7 _ روز معلم



تاريخ : جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 9:26 | نویسنده : سید رضا حسینی
عزیز اصلی دروازه بان بزرگ تاریخ تیم ملی و پرسپولیس دار فانی را وداع کرد.این ضایعه بزرگ به جامعه ورزشی کشور خصوصا هواداران تیم محبوب و پر طرفدار پرسپولیس تسلیت عرض می نمایم.

زندگینامه مرحوم عزیز اصلی (گرفته شده از سایت ویکی پدیا)

عزیز اصلی منش در 15 فروردین 1316 در شهر تبریز به دنیا آمد، او فوتبال حرفه ای خود را از باشکاه دارایی آغاز کرد وپس از آن به شاهین و سپس به پرسپولیس پیوست و تا پایان دوران ورزشی خود در این تیم ماند، وی فارغ التحصیل دانشسرای تربیت بدنی و در سال 1347 به همراه تیم ملی ایران به قهرمانی رسید.عزیز اصلی در همین سال با دنیای فوتبال خداحافظی کرد و بعدها به سینما روی آورد. او به دلیل پرش های خوبش به" عزیز فنر" معروف بود و پیراهن بنفش با یقه های سیاه که از پیراهن محبوب و پرفروش تولیدی های ورزشی بود به پیراهن عزیز اصلی معروف بود.او در المپیک 1946و بازیهای آسیایی 1963و1966 همراه تیم ملی بود. عزیز اصلی در روز 3 اردیبهشت 1394 در مونیخ آلمان در 79 سالگی درگذشت.



تاريخ : چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 14:51 | نویسنده : سید رضا حسینی
دقیقا مشخص نیست که از چه سالی جوانان کنگان به تئاتر و اجرای نمایشنامه روی آورده اند اما می توان گفت که سر منشاء فعالیتهای نمایشنامه ای از مدارس بوده است.البته سابقا که اداره فرهنگ و هنر متولی رسمی فرهنگ و مسایل هنری بود به مناسبت های مختلف اکیپی از مرکز استان به کنگان اعزام و در مکانی که معمولا اداره یا میدانی در شهر بود،  مردم دور هم جمع شده و فیلم سینمایی تماشا می کردند قبل از اکران فیلم یا بلندگو زمان و مکان اکران فیلم به اطلاع مردم رسانده می شد.این کار هر سال تکرار و مورد استقبال مردم قرار می گرفت .گاهی چند نفر در  عروسی ها نمایش های طنزی اجرا می نمودند .اما اجرای نمایشنامه همینطور که قبلا گفته شد از مدارس آغاز شروع  شده است، معلمان دانش آموزان مشتاق را به دور خود جمع و با تمرین دادن آنها به مناسبت های مختلف در مدارس نمایشنامه اجرا می کردند .مدرسه راهنمایی آریا که مهمترین مرکز آموزش به حساب می آمد ،محل برگزاری فعالیتهای هنری بوده است، با وجودی که دانش آموزان دوره تئاتر واجرای نمایش ندیده بودند با همت معلمان علاقمند به خوبی  از پس اجرای این کار بر می آمدند .متون نمایشنامه از طرف معلم آماده و شاگردان از روی ان رونویسی می کردند. کسانی که برای نمایشنامه به مدرسه آریا می آمدند عبارت بودند از مقامات رسمی .دانش اموزان .اولیا دانش اموزان و معلمان .گاهی گروه تئاتر برای اجرای نمایش به روستاهای اطراف می رفتند .در این دوره برای شرکت دختران در اجرای نمایش محدودیتی وجود نداشت  اقایان 1_حسین خورده بین 2_محمد علی محب زاده 3_بارونی اشاره نمود.بعد از انقلاب به گروههای زیادتری به اجرای نمایشنامه  که بیشتر محتوی انقلابی، روی آوردند .مدتی بعد تئاتر در مدارس جایگاه خود را از دست داد و مربیان تربیتی بیشتر به تشکیل گروههای سرود روی آوردند .حسن غلامی یکی از افراد موفقی بود که توانست در مدارس نمایشنامه های طنز را اجرا نماید بعد ها او توانست در شهر و روستاهای اطراف کار خود را توسعه دهد .بعد ها حسن غلامی ترجیح داد که به کار مجری گری در برنامه شونشینی  در تلویزیون استان روی آورد .در حال حاضر در اداره فرهنگ و ارشاد گروه تئاتر وجود دارد و گاه گاهی به صورت جشنواره نمایشنامه هایی اجرا می کنند اما به جرات می توان گفت که فعالیت های نمایشنامه ای در حد تئاتر مدرسه راهنمایی آریا نمی باشد امید است که به همت هنرمندان و اداره ارشاد بتوان به این شاخه از هنر رونق بیشتری داد



تاريخ : سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 21:8 | نویسنده : سید رضا حسینی
در ادامه بازیهای چهار جانبه یادواره مرحوم احمد صداقت بازیکن تیمهای ابوذر و شاهین بنک ، امروز سه شنبه یکم اردیبهشت 1394 دو تیم منتخب پیشکسوتان دیر با ترکیب:امید یوسفی،حسین اندربای،یوسف رنجبر،عبدالهادی علی پور،عبدالله قاسمی،مرتضی خیاط،علی کراماتی،اسماعیل صبوحی،مهرزاد دارایی،محمد فولادی ،محمود خیاط ،محمد اسکندری ، ابراهیم اسدی،ناصر قاسمی،احمد بلاده ، ابراهیم حسن زاده،رجب شعرانی،عباس ارجمند و مرتضی شعرانی و متنخب  پیشکسوتانن بنک با ترکیب: علی نوابی،صادق خلیفات،حسن راشدی،احمد حاجیانی،صفر هوشیار،مجید احمدزادگان،حسین ابراهینی،رضا نوابی،حسین احمدی ،علی اکرمی،علی نیکپور، علی حیدری،اسکندر حیدری،حسن سلمانی،نعمت هوشیار،محمد حیدری،رضا هاشمی، جلیل خلیفات به دیدار هم رفتند . در نیمه نخست تیم دیر توانست با تک گل مرتضی خیاط  حریف خود را شکست بدهد، در نیمه دوم باز تیم منتخب دیر توانست با گلهای مهرزاد دارایی، ابراهیم حسن زاده و امید یوسفی  با نتیجه 4 بر صفر شکست سنگینی بر تیم بنک تحمیل نماید.پس از پایان بازیاز طرف یکی از مسئولان، کاپ قهرمانی به تیم پیشکسوتان دیر  تقدیم گردید.یادآوری می گردد که قرار بود تیمهای میداف و ابوذر دیدار رده بندی انجام بدهند که تیم ابوذر از حاضر شدن در میدان خودداری نمود . اسماعیل رنجبر  قضاوت بازی فینال را به عهده داشت و آقای مهرزاد دارایی به عنوان آقای گل بازیها شناخته شد.  علت نگارش گزارش  بازیهای چهارجانبه  در وبلاگ کنگان فرهنگ، تجلیل از مرحوم احمد صداقت و تشکر از مهدی صداقت ( اسپانسر وبلاگ کنگان فرهنگ) می باشد.

برای تماشای عکسهای دیدار فینال بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ | 17:37 | نویسنده : سید رضا حسینی
کنگانیها در گذشته طی آداب و رسوم خاصی در شبانه روز غذا صرف می کردند، زمان خوردن غذا با دیگر هموطنان فرقی نمی کرده و ندارد ، اما شاید روش و نحوه صرف  آن با گذشته تفاوت نماید.  مردم کنگان در شبانه روز ( مانند سایر ین)در سه نوبت  غذا می خورند:

1_ صبح: در گذشته به غذایی که در این وقت خورده می شود، ناشتا می گفتند. برای تهیه ناشتا مادر بعد از نماز صبح تنور را آتش زده و  برای همسر و فرزندان خود نان گرم می پخت.سوخت تنور ،معمولا هیزمی بود که بیشتر اوقات زنان خود از کوه  آورده بودند اما بعضی از اوقات هم از سرگین حیوانات به عنوان سوخت استفاده می شد.پس از پخت نان ،قوری جهت دم دادن چای بر روی منقل که پر از آتش بود ، گذاشته می شد وچای  آرام آرام دم کشیده و آماده می شد.در گویش مجلی ، کنگانیها به تکه آتش هایی که در منقل می ریختند، خرنگ( ضمه بر روی  خ) می گفتند.  مادر خانواده پس از آماده نمودن چای،تخم مرغهای محلی در کنار خرنگ می گذاشت تا پخته شوند،البته گاهی اوقات  اعضای خانواده ،نان خود را با چای شیرین می خوردند.در حال حاضر کلمه ناشتا  در گفتگوهای  بین مردم  به کار برده نمی شود.

2 _ ظهر:به غذایی که مردم در ظهر صرف می نمایند"چاس" می گویند.اعضای خانواده هنگام ظهر دور سفره نشسته و غذا می خورند. غذاهایی که مردم هنگام ظهر می خورند،انواع و اقسامی دارد که تعدادی از آنها غبارتند از: گمنه، برنج، قاتخ،پلیل ، ودام، سور و..... باشد (در مورد این غذاها قبلا توضیح داده ام)در گذشته در مهمانیها، قبل از خوردن چاس با آبی که در آفتابه فلزی آماده کرده بودند، دست مهمانان را می شستند  بعد از آن مهمانان با دست شروع به خوردن چاس می کردند. کلمه چاس هنوز در محاورات مردم  به کار برده می شود.

3 شب:  هنگام شب مردم کنگان غدایی صرف می نمایند که به آن در گذشته و حال" شوم" می گویند. غذای شب به مفصلی چاس نبوده است اما گاهی مخصوصا در مهمانیها  شوم مانند غذای ظهر بود. در گذشته اگر از شب غذایی باقی می ماند، صبح آن را گرم کرده و به بچه ها می دادند. سابقا اگر خانواده ها غذای خوبی می پختند ، بشقابی هم برای همسایه ای خود می بردند.



تاريخ : شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ | 21:27 | نویسنده : سید رضا حسینی
ماهیگیران کنگانی به روش های خاصی از دل دریا ماهیها را صید می نمایند .در مورد چند روش قبلا مطالبی نوشته ام  و در آینده نیز در این باره خواهم نوشت.از روشهای مختلف صید ماهی .جاروف یکی از ساده ترین نوع می باشد که حتی کسانی که شغل اصلی ان ماهیگیری نیست و بطور تفریحی این کار را انجام می دهند ،از این روش استفاده می نمایند.برای صید ماهی از راه جاروف به وسایل زیر نیاز می باشد 1-تور ماهی گیری که اندازه ان بین صد تا دویست متر می باشد 2-بند :که در بالا و پایین بسته می شود تا تور تنظیم باشد3-سرب: که بر روی بند ها نصب شده تا تور در آب خیلی جابجا نشود و توازن برقرار گردد4-کاچو:که در بالا بند بسته می گردد5-دو چوب :که در دو سر تور یا بند می بندند.حداقل افرادی که برای این نوع  صید لازم است 3نفر می باشد البته گاهی 5 نفردر این کار شرکت می کنند. برای صید نخست تور طوری تنظیم می گردد تا به دور هم پیچ نخورد ،یکی از افراد سر چوب به دست یکی از افراد سپرده و خود تا گردن درون دریا می رود،  بعد چرخی زده و به ساحل بر می گردد و سر چوب دوم به دست نفر دوم که آماده کنار ساحل ایستاده است می دهد.دو نفری که چوب در دست دارند،تور را محکم به طرف خود می کشند و نفری که تور به دریا برده پشت تور رفته و کمی لبه تور بالا کشیده تا ماهیها از بالای تور خارج نشوند پس از رسیدن تور به ساحل ماهیها از تور خارج و در گونی می ریزند بعد از آن مجددا تور به دریا  انداخته و بار دیگر ماهی صید می نمایند.پس از اتمام ماهیگیری ، تور را تمیز و آن را با نظمی خاص در گونی قرار داده می شود. ماهیها بر تعداد افراد به اضافه سهم تور بین افراد تقسیم می شود.در گذشته اگر صاحب تور با فرزندان خود ماهیگیری کرده بود ماهیها را به خانه برده  و به فروش می رسد .برای فروش یکی از بچه ها به پشت بام رفته و با صدای بلند فریاد می زد "شاباش"با شنیدن این صدا همسایگان می دانستند که برای خرید ماهی باید به خانه ماهیگیری بروند در بنک بجای "شاباش"جمله بیا راف ترا ما (بیا که ماهی ها رفت (تموم شد))ماهی ها که توسط جاروف (تور)صید شوند چون بلافاصله مورد استفاده قرار می گیرند نسبت به ماهیهایی که با قایق صید می شوند خوشمزه تر است. علت ان هم این است که ماهیهای جاروفی زودتر به مصرف می رسد و از صید تا پخت زمان زیادی نمی برد ولی ماهیهای که با قایق صید می شود ممکن است یک روز بعد مصرف شوند .



تاريخ : جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 16:31 | نویسنده : سید رضا حسینی
به یاد یکی از بازیکنان سابق تیمهای ابوذر و شاهین ، یک دوره مسابقات 4 جانبه بین تیمهای پیشکسوتان ابوذر کنگان، میداف کنگان،متخب بنک و منتخب دیر در روزهای چهارشنبه 27و پنجشنبه 28 فروردین 94 در استادیوم شهید فرحی کنگان برگزار گردید ، در روز اول تیمهای میداف و منتخب دیر به میدان رفتند و تیم دیر توانست با نتیجه 4 بر 2 بر حریف خود پیروز شود، دیروز هم( پنجشنبه) ابوذر در ضربات پنالتی مغلوب منتخب بنک گردید. قرار است بازی رده بندی و فینال در روز یکم اردیبهشت برگزار می گردد.

زندگینامه مرحوم احمد صداقت

مرحوم احمد صداقت فرزند مرحوم حیدر در سال 1347در کنگان متولد شد تحصیلات دوره عمومی را در دبستان اختر،مدرسه راهنمایی شریعتی و دبیرستان آیت الله طالقانی گذراند.فوتبال خود را از تیم ابوذر آغاز کرد و بعدها در تیمهای شاهین و وحدت بنک ادامه داد، مرحوم احمد صداقت بعد از تحصیلات متوسطه  در بازار به کاسبی پرداخت . در 13 فروردین 77 به علت عارضه قلبی  از دنیا رفت، از وی 3 فرزند(2 پسر و یک دختر) باقی مانده است.   روحش شاد

از بازیهای چهارجانبه عکسهایی تهیه نموده ام که از شما دعوت می نمایم با کلیک بر روی ادامه مطلب این تصاویر را تماشا نمایید.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ | 20:56 | نویسنده : سید رضا حسینی
یکی از دوستان متن زیبایی از زنده یاد سیمین دانشور برایم ارسال کرده که از شما دعوت می نمایم آن را مطالعه نمایید.

 

این بار اگر زن زیبارویی را دیدید هوس را زنده به گور کنید


و خدا را شکر کنید برای خلق این زیبایی

زیر باران اگر دختری را سوار کردید جای شماره به او امنیت بدهید.

او را به مقصد مورد نظرش برسانید نه مقصود مورد نظرتان!

هنگام ورود به هر مکانی با لبخند بگویید: اول شما.

در تاکسی خودتان را به در بچسبانید نه به او

بگذارید زن ایرانی وقتی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت

می بیند احساس امنیت کند نه ترس

بیایید فارغ از جنسیت کمی مرد باشید

ای دهقان فداکار:

تو در روزگاری بزرگ شدی که مردی برهنه شد تا زنان و کودکان زنده بمانند....

اما من در روزگاری نفس میکشم که زنی برهنه می شود تا کودکش از گرسنگی نمیرد...

درسرزمین من هیچ کوچه ای به نام هیچ زنی نیست..وهیچ خیابانی...

بن بست ها اما فقط زن ها را میشناسند انگار...

اینجا نام هیچ بیمارستانی مریم نیست..

تخت های بیمارستان ها اما پر از مریم های درد کشیده ای است

 که هیچ کدام مسیح را آبستن نیستند...

 



  • پی دی با
  • قالب بلاگفا