تاريخ : چهارشنبه نهم مهر 1393 | 5:40 | نویسنده : سید رضا حسینی

 انا لله و انا الیه راجعون

دوست گرامی جناب آقای حسن خلفانی

درگذشت خواهر گرامیتان  چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور

می نشیند، ولی در برابر تقدیرحضرت پروردگار چاره‌ای جز تسلیم و رضا نیست.

این ماتم جانگداز را به،خانواده محترم تان تسلیت عرض نمودهو برای آنان صبر

و اجر برای آن عزیز سفرکرده علو درجات طلب می‌کنم.

 

بسم الله الرحمن الرحيم

الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (2) الرَّحْمـنِ الرَّحِيمِ (3) مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ (4) إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ (5) اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ (6) صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ (7)

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿٤﴾ 

 



تاريخ : سه شنبه هشتم مهر 1393 | 5:50 | نویسنده : سید رضا حسینی
یکی از شاخصه های مهم برای تعیین میزان پشرفت یا عقب ماندگی کشورها، بها دادن به آموزش وپرورش و جایگاه این نهاد در برنامه های کلان و اساسی  کشور می باشد. بسیاری از صاحبنظران معتقدند که سنگ زیر بنای پیشرفت هر کشور به نهاد تعلیم و تربیت آن بستگی دارد،از این رو مسئولان و دست اندر کاران اداره کشورها به منظور اداره بهتر و اصولی جامعه با سرمایه گذاری دراین  نهاد ،پیشرفت و پویایی آینده کشور خود را از این طریق تضمین می نمایند.برای نجات کشور از بحرانهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی باید به این امر مهم بسیار توجه نمود و هر گونه کوتاهی در این زمینه را باید خیانت بزرگ به کشور از طرف اداره کنندگان  سیاسی جامعه دانست، براین اساس باید رهبری این نهاد بسیار مهم به افراد آگاه و فهیم  سپرد تا کشور در این زمینه آسیب نبیند. قرار دادن افراد نا آشنا در راس اداره آموزش وپرورش را باید  گناهی نابخشودنی دانست که از طرف  دست اندر کاران اداره  نهاد تعلیم وتربیت انجام می گیرد .متاسفانه سالهاست که در کشور عزیز ما آموزش وپرورش ،محلی برای تاخت و تاز گروههای سیاسی کشور  گردیده است.باندهای سیاسی بدون توجه به منافع کشور ،در این نهاد مقدس به تسویه حساب باهم می پردازند. دولتهای چند دهه اخیر ایران، ارزش آموزش وپرورش چنان تنزل داده که هر فرد نا آشنا به مسائل تربیتی را به عنوان وزیر انتخاب نموده و آموزش وپرورش رسمی کشور را دچار بحران کرده اند. از این رو هیچ گونه پیشرفت در این نهاد مهم جامعه به چشم نمی خورد .دولت فعلی نیز که خود را دولت تدبیر و امید نامیده ،متاسفانه به اهمیت و جایگاه این نهاد، آگاهی چندانی ندارد.گرچه دولت در زمینه سیاست خارجی گامهای موثری برداشته اما متاسفانه در زمینه آموزش و پرورش جا پای دولتهای قبلی گذاشته و این نهاد را دچار مرگ مغزی کرده است طوری که هر روز شاهد دور شدن وزارت تعلیم وتربیت از اهداف  مهم خود می باشیم، ظاهرا رئیس دولت حساسیت چندانی به این امر نداشته و ندارد. وزیر فعلی آموزش وپرورش تنها نام آن را به یدک می کشد و تفاوتی بین او و افراد عادی در این زمینه اصلا وجود ندارد.مدیران کل های ستادی و استانی توسط ستادهای انتخاباتی به این سمت منصوب گردیده اند و خدا می داند که چنین انتصابهایی چه ضربه مهلکی به کشور و منافع ملی ما وارد می کند. نباید دست روی دست گذاشت و به دولت اجازه داد چنین ضربات مرگباری به پیکرمهمترین نهاد اجتماع وارد کند. باید دلسوزان با فعالیتها فرهنگی و اجتماعی ،دولت را وادار به توجه به آموزش وپرورش  و اهداف آن نمایند.  برای اصلاح  نهاد تعلیم و تربیت باید سه موضوع را مورد توجه قرار داد.1 _ مدیریتی 2 _ کتب درسی 3 _ نیروی انسانی. در بعد مدیریتی باید دولت به این نهاد با دیدگاه تخصصی نگاه نماید و از انتصاب افراد ناآگاه به مسائل تربیتی و صرفا سیاسی  خوداری کند.وزیر آموزش وپرورش باید از متخصص ترین افراد آگاه به مسائل تربیتی و آموزش باشد.وزیر نباید تنها در وزارتخانه نقش دکور اتاق داشته باشد.2 _ کتب درسی: باید مواد آموزشی توان بوجود آوردن تغییر در رفتار دانش آموزان داشته باشند و تهیه و تنظیم این کتب به کسانی سپرده شود که به نیازهای فرا گیران شناخت کافی داشته باشند .متاسفانه در حال حاضر کتابهای درسی به نیازهای اساسی دانش آموزان توجه چندانی ندارند.3 _ نیروی انسانی: باید فضایی از هرلحاظ برای جذب نخبه گان جامعه جهت خدمت در آموزش وپرورش فراهم نمود و از بکار گیری افراد نا آگاه در پست های معلمی و مدیریتی جلوگیری نمود.دولت باید به وضعیت معیشتی معلمان توجه نموده طوری که در این زمینه معلمان دغدغه ای نداشته باشند . اما با این همه تفاسیر باید گفت:

گوش گر گوش من    ناله اگر ناله تو           آنچه البته به جایی نرسد فریادت.

.....................................................................................................................

قابل توجه امید: کامنت شما که آن درباره  یکی از دانشگاههای کنگان مسائلی مطرح نموده بودید ،رسید . بهتر است موارد مطرح شده را با ارسال نامه ای ،از طریق استانداری یا فرمانداری یا نماینده مجلس پیگیری نمایید. زیرا رسیدگی به این گونه مسائل جزء وظیفه آنها می باشد.



تاريخ : دوشنبه هفتم مهر 1393 | 5:52 | نویسنده : سید رضا حسینی
در روز بیست ویکم خردادتصاویری از دانش آموزان دختر مدرسه راهنمایی آریا کنگان در وبلاگ قرار دادم.یکی از دوستان دو قطعه عکس از پسران این آموزشگاه برایم ارسال کرده که از شما دعوت می نمایم این تصاویر را مشاهده نمایید.

 

دانش آموزان مدرسه آریاکنگان(قبل از انقلاب)

دانش آموزان مدرسه آریا کنگان در لباس پیشاهنگی



تاريخ : یکشنبه ششم مهر 1393 | 6:6 | نویسنده : سید رضا حسینی
تاکنون  تعاریف مختلفی از مفهوم "فانون "از طرف متخصصین علم حقوق ارائه گردیده است. اما جدیدا  یکی از استادان دانشگاه " کانکس کنگان" در مجله " قانون بی قانون" تعریف جدیدی از این مفهوم  بیان نموده است، از شما دعوت می نمایم متن این مقاله مطالعه فرمایید.

1 _ قانون که بعضی  علما آنرا "کانون" تلفظ می نمایند از ریشه " کا"( به معنی برادر، که اصل آن "کا کا "بوده است ، ربطی به کاکا بازیکن سابق تیم برزیل ندارد)و "نون" ( نانی که از نانوایی می خریم و دارای انواع و اقسامی است"گرفته شده است و مفهوم ومعنای آن است که برادر نون دربیار( کا ،نون) می باشد.یعنی این علم برای اینکه کسانی به نون و نوایی برسند ، بوجود آمده است.هر وقت در جایی کارتان دچار مشکل شد ،مبلغی به فردی که انجام کارتان به نظر او بستگی دارد،بدهید تا هم خود نجات پیدا کنید و هم او که در اصطلاح به آن "کا "می گویند،به نون و نوایی (که می تواند همه چیز باشد)برسد.

2 _ قانون یعنی چار چوبی که با اجرای آن می توان افرادی که به حق جامعه تجاوز می نمایند ، مجازات کرد. معنای این عبارت این است که اگر کسی یک قرص نان به علت گرسنگی از نانوایی گرفت و پولی برای پرداخت قیمت آن نداشت، به اشد مجازات محکوم گرد د تا بداند که هیچوقت نمی توان به حقوق دیگران دست درازی کرد.

3 _ نباید قوانین طوری تنظیم گردد که اگر کسی میلیاردها دلار از بیت المال به حساب خود واریز کرد،مورد باز خواست  قرار گیرد. باید برای این عزیزان احترام ویزه ای قائل بود.

4 _ برای توجه به حقوق افرادی که بند 3 شامل حال آنها می گردد منظور از بیت المال یعنی "آنچه به مردم تعلق دارد "می باشد مثل داراییهای شخصی مردم ،در آمدهایی ناشی از فروش نفت که به حساب خزانه و غیر خزانه واریز می گردد، جزء اموال بیت المال محسوب نمی گردد.

5 _  سر کیسه که شل بشود ، یعنی  قانون دقیقا اجرا شده است.قانون یعنی آنچه در جیب مبارک وجو د داردو باید به آقایان پرداخت گردد.

6 _ قانون یعنی اگر کسی  پولی برای معالجه بیماریش ندارد باید به گوشه ای تشریف ببرد تا جانش بالا بیاید.

7 _ به فرموده کدخدا سابق " قانون یعنی کاغذ پاره"، پس  چیزی که کاغذ پاره باشد ،ارزشی ندارد

8 _ بیایید برای شخصیت خود ارزش قائل شوید و این قدر "قانون قانون " نکنید و گرنه دهان شما سرویس می شود.

9 _ قانون جون دلم پی دلت       قانون جون کجا منزلته

10 _ قانون کیلو چند....

 



تاريخ : شنبه پنجم مهر 1393 | 6:7 | نویسنده : سید رضا حسینی
در روزهای آغازین سال تحصیلی ،جا دارد  از معلمان که سالها برای تعلیم وتربیت شهر مامتحمل زحمات فراوانی شدندو اینک در میان ما نیستند،یادی کنیم.

مرحوم اسماعیل سلامی: یکی از اولین فارغ التحصیلان دبستان عنصری و از افراد علاقمند به مسائل فرهنگی جامعه بشمار می رفت و همین امر باعث گردید به استخدام اداره آموزش و پرورش در آید.مرحوم سلامی حتی تابستانها به مدرسه می رفت و به کارهای آموزشی و پرورشی رسیدگی می کرد. خدا او را بیامرزد

مرحومه خانم ام الخیر بحرینی: این بانوی بزرگوار از سال 1351 تا1354 مدیر دبستان ناهید کنگان بود و برای آموزش دختران کنگانی زحمات فراوانی کشید.نام او هنوز بر سر زبان دانش آموزان و اولیاء آن سالهامانده باقی مانده است.نقل می کنند که این بانوی فدا کار حتی به مرخصی زایمان نمی رفت و صبح روزی که شب گذشته آن وضع حمل نموده ، به مدرسه آمده است.روحش شاد.

مرحوم احمد گل محمدی: همه دانش آموزان دهه های 40و 50 دبستانهای شادی تمبک و شاهپور بنک نام این معلم دلسوز به یاد دارند. او از اهالی زواره اصفهان بود و از آن دیار برای خدمت به کنگان آمده بود.همیشه لبخند برلب داشت .آقای گل محمدی با تمام وجود وبسیار عاشقانه به دانش آموزان درس می داد. وی چند سال پیش بر اثر ابتلاء به بیماری سرطان دارفانی را  وداع کرد. روانش شاد باد.

مرحوم محمد رحیم علیزاده: جوان مسجد سلیمانی در سال 1347 به استخدام آموزش و پرورش در آمد و جهت خدمت به کنگان آمد. وی از جمله افراد ورزشکار بود و اوقات فراغت خود را در میادین ورزشی می گذراند و دانش آموزان خود را تشویق به شرکت در فعالیتهای ورزشی می داد. آقای علیزاده در کلاس  پنجم تدریس می کرد و دانش آموزان او از بهترینها بودند. با دانش آموزان دبستان شاهپور بنک  مانند پدر دلسوزی رفتار می کرد. درود خدا بر روان پاکش باد.

مرحومه فاطمه نسا تاجدینی: این معلم دلسوز از اهالی بوشهر بود و به همراه خانواده خود به کنگان آمد، پدرش رئیس اداره پست کنگان بود.خانم تاجدینی علاوه بر تدریس از سال 1354 تا 1356 مدیر دبستان ناهید شد. درود بر روان پاک او باد.

مرحوم حاج حسن کنگانی: این معلم دلسوز از اهالی بندر باستانی سیراف بود و به جرات می توان گفت که در خدمت یه مردم بی نظیر  و بی مانند بود.سالها مدیر یت دبستان، مدرسه راهنمایی و دبیرستان بندر سیراف به عهده داشت. علاوه بر خدمات آموزشی و پرورشی در مسائل اجتماعی هم فعالیت چشمگیری داشت. خانه او بر روی همه باز بود و هر غریبه ای سراغ خانه او را می گرفت. روانش شاد.

 



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 10:25 | نویسنده : سید رضا حسینی
سوک خبر زیر را منتشر کرده است.

 

کد خبر: ۱۴۵۸۳۸
تاریخ انتشار: ۰۸ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۳:۴۱
 
سوک :نوزادی معتاد به هروئین از پدر و مادر معتاد و بی خانمان، حدود یک ماه قبل کنار یکی از اتوبان های تهران چشم به جهان گشود. این نوزاد هویت حقوقی ندارد و همچنان بلا تکلیف روزگار سپری می کند.
 
 
اتفاقا این سند افتخاری برای دست اندران اداره سیاسی و اقتصادی کشور می باشد و آیندگان به این چنین مسئولان  افتخار خواهند کرد.اگر قرار است ما نسلی معتاد داشته باشیم چه بهتر که از بدو تولد کودکانمان با مواد مخدر آشنا و معتاد شوند، تا در بزرگی دچار مشکلی نگردند.اگر غیر از این باشد باید مسئولان محترم مورد سرزنش قرار داد ، قرار نیست بازار سوداگران مرگ دچار رکود شود. تجار مواد مخدر  چه گناهی کرده اند که بازار فروش آنها بخاطر ملت ایران کساد گردد.ای خانواده های محترم ایرانی از چنین خانواده ای که از طفولیت کودک خود را به مواد مخدر آلوده نموده اند،تاسی نموده و جگر گوشه های خود را معتاد نمایید.کودک معتاد باشد بهتر از این است که دارای هویت حقوقی باشد.هویت کیلویی چند است.


تاريخ : پنجشنبه سوم مهر 1393 | 5:28 | نویسنده : سید رضا حسینی
مردمی که در کنار دریا زندگی می کنند و با آن بسیار مانوسند ،این پدیده زیبای طبیعت برایشان معنا و مفهوم خاصی دارد .در ادبیات این مردمان ،دریا یعنی عشق.روزی .هویت و خشم. کنگانیها نیز به سان دیگر ساحل نشینان ،دریا را جز لاینفک زندگی خود می دانند .آبا و اجداد این بندر نشینان هویت خود را از دریا گرفته و تا زنده بودند ،دریا برایشان بسیار مهم و ارزشمند بود .سالها پیش دریا نوردان برای صید مروارید دل به عمق دریا میزدند و از سفره پهن شده دریا، رزق و روزی خود برمی داشتند ،خوان بی کران دریا پر از نعمت هایی است که خدا برای بندگان بندر نشینش آنجا گسترانیده است ، قسمت این چنین رقم خورده  که مردان زحمتکش کنگان نیز سالها قبل از آن بهره ای برده باشند.ساحل دریا در تابستان محلی بود که گرما زدگان را به طرف خود می کشاند ،عده ای که کپر های خود را در نخلستان های کنار دریا برپا نموده و همسایه دیوار به دیوار آن می شدند ،شبها بر روی ماسه های خنک ،شب نشینی زیبایی پا می شد که شرکت کنندگان آن عبارت بودند از دریا . مهتاب .ماسه های خنک .نخل و مردمی که دایره  وار  دور هم نشسته بودند. ماه به این محفل نور،دریای زیبایی ،ماسه مهربان ونخل صلابت می بخشیدند .صدای غرش موجها این معنا می داد که دریا نیز در گپ های دوستانه ای که بیین حاضران رد و بدل می شد .شرکت می کرد .نخل با تکان دادن برگهای خود حرفای دیگران را تصدیق می کرد و مهتاب با تششع نور خود، معنای حرفهای آنان را می دانست .صبحگاهان خورشید با طلوع خود، زنگ کار و زندگی  را به صدا در می آورد .مردان زحمت کش برای کسب روزی، تور های خود را به دریا می انداختند ،صدای همهمه عامله  کشان (یک نوع ماهیگیری)با صدای امواج دریا یکی می شد  و بهترین موسیقی دنیا را به می نواخت، شاید نوای این موسیقی ،ماهیها را چنان سرمست می کرد که مدهوش خود را به تور ماهیگیران انداخته و بدین گونه روزی ساحل نشینان را تامین نمایند.پرواز مرغکان ماهی خور بر بالای قایق عامله .رنگ بند ها و حرکت خرچنگ و حلزون ها ،زیباترین تابلو نقاشی را در میان امواج ،ترسیم می کرد  واین تابلو هر بینند ه ای راانگشت به دهان می نمود،انگار خدا می خواست زیباترین صحنه طبیعت را برای کنگانی ها خلق کند .تقسیم ماهیها توسط ناخدا چنان عادلانه بود که هیچ کس لب به اعتراض نمی گشود . وقتی ماهیگیران با سبد های پر از ماهی خود را به خانه می رساندند .دخترک کوچک خانواده خود را به پشت بام خانه می رساند و با سروده ای زیبا، مشتریان را با خبر می کرد که بشتابید ماهی تازه رسیده است .بعد از صید ، دریا میزبان کسانی بود که برای شنا  ،بازی و تفریح خود را به آن می انداختند .کودکان و نوجوان .زن ،مرد .پیر و جوان همه و همه در این مراسم شر کت می کردند چه لذت بخش بود زمانی که همگی علاوه بر شنا ،بازی مخصوص در دریا برگزار می کردند بازی "کرمج" و"مسابقه نفس" ،بیرون آوردن ستاره دریایی از جمله این بازیها بود .کنگانیها در گذشته اعتقاد داشتند که دریا دوار و دواست از این رو اگر کسی از جای بلندی  پرت می شد آن را به دریا می سپردند ،آب شفا بخش آن ،بیماران را مداوا می کرد .گله دارن نیز سالی یکبار دامهای خود را وادار به شنا در دریا می کردند ، این کار سلامت انها را تا سال آینده تضمین می کرد .سالها از این خاطرات زیبا می گذرد و رابطه بین این دو خویشاوند (دریا و مردم )کمی رو به سر گراییده است است و این هنگامی که نوجوان سیه چرده ای با پای برهنه بر روی ماسه های گرم ساحل قدم میزند از ناله امواج بخوبی می شنود.



تاريخ : چهارشنبه دوم مهر 1393 | 5:52 | نویسنده : سید رضا حسینی
 

یادش بخیر کتاب فارسی سال سوم دبستان  ، شعر زیبای جشن مهرگان را بچه ها باهم دستجمعی در کلاس می خواندند.

 

باز فرخنده مهرگان آمد   


جشن ایران باستان آمد


از جهان رخت بست شهریور  

 
 مهر با حسن جاودان آمد


رنج ها برد باغبان در باغ  

 
 بهره اش گنج بی کران آمد


 باز فرخنده مهرگان آمد   

        
 جشن ایران باستان آمد


در پی توشه پیر ده امروز 

 
 رفت در دشت شادمان آمد


پا به صحرا نهاد و بذر افشاند


  کامجو رفت و کامران آمد


   باز فرخنده مهرگان آمد  

         
  جشن ایران باستان آمد



تاريخ : سه شنبه یکم مهر 1393 | 5:15 | نویسنده : سید رضا حسینی
بالاخره مهر با کلید زیبای خود قفل در مدارس را باز کرد. درست است که اول فروردین بهار با قبای سبز خود به سراغ ما می آید ، اما بهار تعلیم وتربیت با مهر آغاز می گردد، مهر روح مشتاقان علم و دانش را صیقل داده و جوانه های  دانش در قلب دانش پزوهان ،سر از سرزمین علم بیرون می آورد.طبیعت در این فصل به جای درختان ، دریاها ، کوهها ، جویبارها و... به کودکی کیف به دوش که با قدمهای استوار به سوی مدرسه می رود ،به خود می بالد.گنجشکان همراه با دانش آموزان دعای صبحگاهی  سر می دهند.بوی عشق وشادی از دورترین دبستان کشور به مشام می رسد.جهل نادانی همراه با تاریکی ،عزا دار ایام رو سیاهی خود هستند. صدای زنگ مدارس نوید زندگی تازه را سر می دهند.معلم مهربان باز به کلاس درس برمی گردد و جابجایی نمیکت های کلاس ،آهنگ  برپا و برجا را به گوش مهمان تازه وارد می رساند. شادی و مهربانی چنان در مدارس  با هم در می آمیزند ، که انگار بهترین تابلو جهان آفرینش در آنجا ترسیم شده است.فارسی کلاس اول به یاد  آوریم ، آب  آب آّب ، این کلمات اولین درسهای زندگی بود ،شاید به این مناسبت این کلمه( آب) رابه عنوان  اولین درس  می خواندیم ، زیرا بزرگان فرموده اند  "آب مایه حیات است".بعد از "آب" دیگر کلمات درهای زندگی را بر روی ما باز می کردند.کوکب خانم مادر عباس با نیمرو آماده در فارسی دوم ابتدایی انتظارمان می کشید در همان کتاب با کبری و تصمیم او آشنا شدیم ، روباه مکار در زیر درخت مشاهده می کردیم که چگونه با کید خود قالب پنیر را از منقار زاغک  می ربود ،به منظور وفاداری به میهن عزیزمان ،شعر زیبای" میهن خویش را کنیم آباد" می خواندیم. علوم سوم را با فرهاد کنجکاو آغاز می کردیم  و  برای حل مشکلات خود مانند او می اندیشیدیم، کتاب تعلیمات اجتماعی ما را با تمدن بشری آشنا می کرد .در کتاب فارسی سوم ابتدایی از دهقان فداکار ، درس ایثار می آموختیم، در انتهای این کتاب همراه با فردوسی به میدان کارزار رستم وسهراب می رفتیم. پایه چهارم دنیای دیگری داشت،به نام خداوند جان خرد               کزین برتر اندیشه بر نگذرد.  این شعر زیبا  چنان به جانم می نشست که انگار از باده های دیوان حافط، قدحی می نوشیدیم.از درس حساب و هندسه می آموختیم که در چه شرایط زندگی باید مشکلات را جمع ، تفریق ، ضرب و تقسیم کرد.داستان پطروس فداکار  ، نوجوانی که بخاطر نجات هشهریان خود انگشتش درسوراخ سد گذاشته بود.حماسه دلاوری آریوبزن ،عشق به میهن را در وجودمان شعله ور  می کرد.تعیمات دینی هم همه ما را با آیین زندگی آشنا می کرد.از شعر زیبای آرش  چه بگویم که اوج غیرت و مردانگی در مارا به بالاترین قله هدایت می کرد..اما صد حیف که سالهاست از کوکب خانم، کبری،رستم وسهراب ، آرش کمانگیر پطروس و.... در کتب درسی خبری نیست.امیدوارم که روزی باز این دروس  به کتابهای درسی برگردند.


برچسب‌ها: ظظثصسسسسپظر تتوص

تاريخ : یکشنبه سی ام شهریور 1393 | 21:15 | نویسنده : سید رضا حسینی

عکسهای زیر مربوطه به تعدادی از شهدای کنگان می باشد که در جریان جنگ تحمیلی جان برکف به جنگ دشمن رفته و خونشان بر زمین ریخت. روانشان شاد باد.

شهید خلیل شعبانی _ عملیات حصر آبادان

شهید سید محمود مصلح  _  عملیات بستان

شهید غلامرضا فرحی _ عملیات رمضان

شهید احمد احمدی

شهید محمد نامدار _ عملیات فتح المبین

شهید محمد محمدی - عملیات طریق القدس

شهید حسن زمانی

شهید محمد پرهیز کار _ عملیات فتح المبین

شهید اسماعیل بحرینی پور

 

 



  • پی دی با
  • قالب بلاگفا