تاريخ : سه شنبه یازدهم شهریور 1393 | 12:15 | نویسنده : سید رضا حسینی
 یادش بخیر سالهایی که در مراسم شادیها با  گرامافون ترانه هایی دلنشینی پخش می شد، چه قدر آدم به وجد می آورد، یکی از ترانه های که در جنوب بسیار معروف بود هل یوسه بود .این شما و این ترانه هل یوسه

 

 هلل یوسه هلل یوسه
هلل یوس هل و هل هل هلل یوسه
هلل یوس هل و هل هل هلل یوسه
سیاها مستند
هل و هل هل هلل یوسه
با نیلبک می رقصند
هل و هل هل هلل یوسه
سیاها میرن سفر
هلل یوسه الیوسه
نمی ترسن از خطر
هلل یوسه الیوسه

سیاه سیاهای خومون
غریبه نیاد داخلمون
دختر سیاهای خومون
آتیش زدن به جونمون

هلل یوسه هلل یوسه
هلل یوس هل و هل هل هلل یوسه
هلل یوس هل و هل هل هلل یوسه
موسی کی گفته زن بگیر
هلل یوسه هلل یوسه
خودتو اسیر زن کنی
هلل یوسه هلل یوسه
وولک کی گفته زن بگیر
هلل یوسه هلل یوسه
این تو اون تو کفن کنی
هلل یوسه هلل یوسه

سیاه سیاهای خومون
غریبه نیاد داخلمون
وای دختر سیاهای خومون
آخ آتیش زدن به جونمون



تاريخ : دوشنبه دهم شهریور 1393 | 6:0 | نویسنده : سید رضا حسینی
 عکسهای زیر مربوط به کارکنان و دانش آموزان دبستان خیام کنگان قبل از انقلاب می باشد.

ردیف اول معلمان دبستان، ردیف پشت تعدادی از اهالی کنگان می باشد

آقایان غلامحسین سبوطی و محمودی آموزگاران دبستان خیام

 تعدادی از معلمان دبستان خیام

 

 



تاريخ : یکشنبه نهم شهریور 1393 | 6:3 | نویسنده : سید رضا حسینی
سال گذشته در مورد غذاهایی که کدبانوهای کنگان طبخ می نمایند، مطالبی نوشتم ودر باره  آنها  توضیح دادم، امروز در باره غذاهایی می نویسم که دیگر بر سر سفره ها دیده نمی شود و از  غذاهایی نام خواهم برد که چند سالی است جای غداهای سنتی در سفره ها   گرفته اند ،

غذاهای فراموش شده:

1 _ سور: در مورد این نوع غذا که از ماهی کوچکی به نام هشینه تهیه می شود قبلا توضیح داده ام، سور یکی از غذاهای تابستانی مردم کنگان بوده و کنگانیها هفته ای یک الی دو باراین غذا را بر سر سفره خود می آوردند، اما الان سور جایگاه خود را در سر سفره ها از دست داده است.

2 _ مرغ تپنده:  این نوع غذا برای مهمان ویزه پخته می شد نام دیگر آن " مرغ شکم گرفته" بود ، کدبانوهای کنگانی در پخت این خوراک خیلی دقت می کردندالبته در تهیه این غذا از مرغهای محلی استفاده می شد، الان مرغ بر سر سفره ها می آید اما از فامیلهای شکم گرفته آنها ،خبری نیست.کاش کدبانویی پیدا می شد و این نوع غذا را می پخت.

3 _ برنج شیرین: به جرات می توان گفت که اصلا این نوع غذا پخته نمی شود، شکر یکی از ملات اصلی این غذا است ماهی  سرخ کرده با برنج شیرین واقعا می چسبد.

4 _ کشکنه :این غذا هم مورد بی مهری قرار گرفته و مانند برنج شیرین از سفره ها اخراج شده است ، این غدا هم در تابستان پخته می شد.

غذاهای غیر بومی:

1 _ خورش سبزی: این نوع غذا چند سالی است که در آشپزخانه ها طبخ می شود، کدبانو ها ی قدیمی اصلا این خوراک را نمی شناسند، علاقه چندانی به خوردن خورش سبزی در بین مردم بومی دیده نمی شود.

2 _آش: این غذا هم چند سالی است که در لیست غذاهایی مردم قرار گرفته است، بعد از انقلاب در غیر بومی ها این غدا را در کنگان طبخ نمودند.

3_استمبلی: این غذا خیلی کم در خانه ها پخته می شود ، ولی در مراسمات شادی و عزا بین شرکت کنندگان تقسیم می کنند.

4 _ دیزی:  تعداد کمی از مردم کنگان تنها نام این غذا می دانند، اما کسانی هم می توان یافت که در شهرهای دیگر این غذا خورده باشند.

 



تاريخ : شنبه هشتم شهریور 1393 | 5:43 | نویسنده : سید رضا حسینی
کنگان در صد سال آینده در چنین روزی:( هشت شهریور1493)

فرماندار برکه جوپان وجود شهری به نام کنگان در صد سال پیش در چهار کیلومتری  محل فرمانداری  خدمت خود ،تکذیب کرد. یاد آوری می گردد چند روز پیش گروهی باستان شناس در کاوشهای خود تابلویی پیدا کردن که نام کنگان بر روی آن نوشته شده بود.این کاوشگران احتمال دادند که شهری به این نام  در صد سال پیش وجود داشته است.

مردی 50 ساله که ادعا می کند نوه یکی از اعضای شورای کنگان در 110 پیش سال می باشد ،وی در گفتگو با سایت  هیچی نیوز، سندی نشان داد که در آن تایید شده که در دوره عضویت جد بزرگوارش در شورا ، یکی از کوچه ها کنگان  به اندازه ده سانتی متر آسفالت شده است. وی گفت این سند نشان می دهد که شورا چقدر فعال بوده است.

ماهیگیری پس از 70 سال موفق شد در ساحل تمبک یک ماهی هشینه صید نماید.این امر باعث گردید که مردم به شکرانه این موفقیت نماز شکر برگزار نمایند.یاد آوری می گردد به علت آلودگی  دریا سالهاست که ماهیگیران موفق به صید ماهی از دریا نشده بوده اند.

در برنامه خبری صدا وسیمای مرکز بوشهر ، گوینده بطور غیر منتظرانه ای از بندری به نام کنگان نام برد.بلافاصله بعد از پایان خبر گوینده از کار برکنار و روابط عمومی صدا و سیمای مرکز بوشهر  در اطلامیه ای اینکار را جز اعمال خودسرانه اعلام نمود و قول داد در آینده این اشتباه تکرار نخواهد شد.

پایشگاه گازی فاز 12 پس از100سال  تعطیل شد ، پسر یزرگ وزیز نفت اعلام کرد که کار ساخت این پایشگاه از سال 1389 آغاز اما تاکنون به پایان نرسیده و همین امر باعث شده که هیئت دولت تعطیلی آن را تصویب نماید.


حکم باز داشت نوه س ر ح به علت  راه اندازی وبلاگ "کنگان  فرهنگ "(توسط پدر بزرگش )از طرف مقامات صادر گردید، یکی از مسئولان در کنفرانس خبری گفت: کار در حوزه فرهنگ جرم محسوب می گردد وی همچنین  اعلام کرد نوه وی باید پاسخگوی تدریس پدر بزرگش به مدت چند ترم در دانشگاه پیام نورکنگان نیز  باشد، وی در پاسخ به یکی از خبرنگاران که گفت ، از تدریس س ر ح  در همان زمان جلوگیری شد ، حالا چرا باید نوه اش مجازات شود گفت: بخاطر همان چند ترم نیز باید برایش مجازاتی در نظر گرفت  و احتمال دارد نوه ایشان به جای پدر بزرگش چندین سال آب خنک نوش جان کند.



تاريخ : پنجشنبه ششم شهریور 1393 | 19:37 | نویسنده : سید رضا حسینی
 مردم کنگان سالها با نخل زندگی کرده و در واقع با این درخت احساس خویشاوندی می کنند.آنها خارک و رطب نخل می خوردند و از برگ آنها برای ساختن کپر و نجات از گرمای طاقت فرسای تابستان استفاده می کردند..اطراف شهر نخلستانهایی وجود داشت که منشاء خیر و برکت بود.الان دیگر از نخلهای سر به فلک کشیده خبری نیست ولی پیوند خویشاوندی باعث گردیده که در حیاط خانه ها نخل استوار به حیات خود ادامه بدهد. عکسهایی از این درخت زیبا و ثمره آن تهیه نموده ام که از شما دعوت می نمایم آن را تماشا نمایید.

 

نخل همچنان ایستاده است، به ثمره نخل  در این شکل و شمایل خرک سوز( خارک سبز)می گویند.

خارکها کمی رنگ شده اند

خارک رنگ

خارکها بر دوش نخل  سنگینی می کنند.

نخلی در گوشه حیاط

خارکها تبدیل به رطب شده اند

خارک سرخ( خرک سرخو)

دمباز، وقتی ثمره نخل نیمی خارک و نیمی رطب باشد به آن دمباز می گویند

این هم رطب تازه بفرمایید دهانتان شیرین کنید.



تاريخ : چهارشنبه پنجم شهریور 1393 | 8:5 | نویسنده : سید رضا حسینی
با توجه به فرارسیدن امتحانات شهریور ماه ، از شما دعوت می نمایم به سوالات زیر پاسخ دهید.

توجه :بر خلاف امتحانات معمول  مدارس، شما گزینه ناصحیح  در سوالات مطرح شده  را  مشخص نمایید.

1 _ و ظیفه نماینده  شهر شما در مجلس قانونگذاری   چیست؟

الف : اوقات فراغت گذراندن    ب : خوابیدن بر روی صندلی در صحن مجلس                  ج: نظارت                               د: زدوبند سیاسی

2 _ کدامیک از سازمانها زیر نقش بسیار مهمی در توسعه فرهنگی دارد؟

الف : صدا و سیما      ب: قهوه خانه ها     ج: دمپایی فروشها       د: کله پاچه ها

3 _ بیشترین حقوق و مزایی به کدام  گروه تعلق می گیرد؟

الف : وزیران       ب :   استانداران              ج : کارمندان شرکت نفت          د: معلمان

4 _  بهتری روش برای مبارزه با گرانفروشی چیست؟

الف : مصرف نکردن       ب : خوردن          ج : خیلی خوردن                  د: سبد کالا

5 _ بهترین روش کنترل بر مبالغ واریزی در  حساب بانک ها در گزینه های زیر مشخص کنید.

الف: نظارت دقیق         ب: اختلاس            ج : عدم نظارت                                       د: انتصاب خاوری به عنوان رئیس بانک مرکزی

6 _ آموزش و پرورش  چه تاثیری بر رفتار کودکان و نوجوانان دارد؟

الف: بی تربیت کردن آنها          ب_ پرورش استعدادها                                           ج: بی بند وبار نمودن نوجوانان   د: گزینه الف وج

7 _ ادارات و سازمانها به چه کسانی تعلق دارد؟

الف : مردم          ب: مدیران            ج: باندها                د: ستاد انتخاباتی

8 _  بیشتر دغدغه دولتمردان نسبت به مردم چیست؟

الف: خالی کردن جیب آنها      ب: روانی کردن مردم                                                        ج: رفع مشکلات          د: سرکار گذاشتن  ملت

9 _ حق همیشه با....... است>

الف: پولداران           ب: مقامات عالیه           ج : گردن کلفتان             د: خلق خدا

10_   کدامیک از کارهای زیر جرم هست؟

گزینه های این سوال را خودتان بنویسید.



تاريخ : سه شنبه چهارم شهریور 1393 | 7:0 | نویسنده : سید رضا حسینی
از یکم تا ششم شهریور در کشور ما به نام  "هفته دولت" نامگذاری  شده است ،دولتمردان نیز از این فرصت استفاده کرده  و گزارشی از فعالیتهای  یکساله خود از طرق مختلف مخصوص رسانه غیر ملی به اطلاع مردم می رسانند . در این هفته کابینه نشینان به اشکال ذیل با مردم رفتار می نمایند:

1 _ منت گذاشتن بر سر مردم بخاطر خدمات ارائه نشده: ملت رعیت است و دولت ارباب ، پس در هر فرصت باید ارباب بر سر رعیت بخاطر کارهای انجام نشده منت بگذارد .مردم باید در برابر دولتمردان سر برسجاده گذاشته تا خداوند از آنها راضی وخشنود گردد.این رسم سالهاست که با شدت تمام توسط بزرگان اجرا می گردد.دولتهای سازندگی ،کدخدا و تدبیر امید از این نوع می باشند.

2 _ دادن اطلاعات اغراق آمیز:اعضای دولت محترم باید جهت سر در گم کردن ملت ، اطلاعات نادرست در زمینه های مختلف ارائه دهند.مثلا ادعا نمایند که مردم سالهاست که از آموزش و پرورش و بهداشت  رایگان استفاده می نمایند. این در حالی است که همه می دانند دولت در این دو زمینه چه بر سر ملت می آورد. دولت کدخدا در این زمینه حرف اول میزند اما دولت اصلاحات نیز دست کمی از کدخدا خان نداشته است.

3 _ جشن ستادهای انتخاباتی در ادرات: در این هفته اعضای ستادهای انتخاباتی که حالا بر کرسی وزیر،معاون وزیر، استاندار، فرماندار،مدیر کل، رئیس اداره و....جلوس فرموده اند، در یکی از ادرات جمع شده و مجددا به شادی و پایکوبی می پردازند. این سنت از دولت اصلاحات بوجود آمده و دولتهای کدخدا و تدبیر امید  این راه را ادامه داده و می دهند.

4 _ دیدار با مردم یا رفتن به سفرهای استانی توسط هیئت دولت: در این هفته اعضای هیئت دولت به استانها سفر کرده و نتیجه این سفرها چیزی جز دویدن مردم در پشت ماشینهای آنها نمی باشد. مسئولان هم تا دلشان بخواهد  وعده تو خالی داده و سر مردم را گرم می کند. نام دولت کدخدا را باید بخاطر رفتن به سفرهای استانی در کتاب گینس نوشت.

5 _ کلنگ زنی: در این هفته باید مسئولان تا می توانند کلنگ بر زمین بزند شاید به برکت این کلنگ زدنها زیر خاکی نصیب شان  شود .دولت سازندگی ، اصلاحات و کدخدا در این ویزگی دست کمی از هم ندارند.

6 _ سخنرانی: رئیس دولت و اعضای کابینه باید از همه راههای ممکن برای مردم سخنرانی نمایند تا مردم غریزه حرف شنیدن شان کاملا ارضاء شود. تنها سلاح همه روسای قدیم وجدید حرف زدن است زیرا بدین وسیله مردم دچار سر گیجه شده و تا مدتی توان طرح خواستهای قانونی خود  را ندارند. همه دولتهای گذشته و دولت فعلی از این روش استفاده کرده و می کنند.



تاريخ : دوشنبه سوم شهریور 1393 | 19:6 | نویسنده : سید رضا حسینی
چند ساعت از وزیدن باد همراه با بارش باران می گذشت، زلیخا آرام و قرار نداشت بیش از چهار ساعت از رفتن شوهرش به دریا می گذشت ، افکار وحشتناکی ذهن زلیخا را به خود مشغول کرده بود. گاهی آهی می کشید و بغض گلویش را می فرو می برد. با خود  گفت :کاش امروز مانع رفتن شوهرم می شدم، اما هرگز چنین باد و  بارانی را پیش بینی نکرده بود. زندگی آنها با درآمدی می گذشت که جاسم از راه صید ماهی به دست می آورد. این شغل اباء و اجدادی آنها بود.شب کم کم پارچه سیاه  به تن خود می پیچید، فانوس رنگ پریده با سو سو کردن فضای داخل اتاق را برای ساکنان آن روشن می کرد، زلیخا با وجود غوغای درون ،تمام تلاش خود  را بکار می گرفت تا نگرانیش به دو دختر و تک پسرش انتقال ندهد.باران شلاق وار به پشت بام کاه گلی آنها می خورد، انگار آسمان خشم خود را بر در و دیوار می کوبید.لیلا از مادر پرسید که پدر در این باد و باران چه می کند، مادر با کشیدن دست بر سر و رویش، اورا تسکین می داد.چهره جاسم یک لحظه از نظر زلیخا کنار نمی رفت ، هنگامی که با زنبیل یا گونی  پر از ماهی به خانه می آمد و او در را بر روی همسر مهربان و خسته خود باز می کرد وسریعا با خبر کردن همسایه ها ماهیها را می فروخت .همه جلو چشمش مجسم می شد.زن باز آهی کشید و این بار می خواست  اشکش را بر روی صورت خود رها نماید اما چهره معصومانه بچه ها مانع انجام این کار  می شد. کمی کنار پسرش دراز کشید و همان لا لایی که مادرش هنگام خردسالی برایش خوانده بود، سر داد. چند دقیقه بعد از جا بلند شد و نگاهی به بیرون ار اتاق انداخت انگار آسمان و زمین توسط باران به هم دوخته شده بودند. تصور بی پدر شدن فرزندانش روح خسته اش را می آزارد. جاسم مرد زحمکتش و مهربانی بود  شبی را به یاد آورد که جاسم به همراه مادر مهربان خود ،به خواستگاریش آمده بودند  و بر اساس سنت رایج  و حجب و حیا ، نتوانسته بود  وارد اتاقی شود که جاسم و مادر در حال حرف زدن با پدر و مادرش بودند. وقتی مادر قضیه با او در میان گذاشت با سکوت رضایت خود را با ازدواج باجوان سیاه چرده  بندر اعلام کرد.  خواب جرات نداشت به چشمان زلیخا نزدیک شود.سپیده صبح کم کم چهره خود را نشان می داد.قلب زن بندر درهم ریخت، صحنه های عجیب و غریب جلو چشمش نمایان می شد.بارش باران قطع شده و آسمان ازوجود ابرها ،پاک و پاک شده بود، خورشید کم کم از آشیانه خود خارج و چهره اش به ساکنان زمین نشان می داد. بچه ها از خواب بیدار و از مادر سراغ پدر می گرفتند.زلیخا دچار نا امیدی عجیبی شده بود نمی دانست به فرزندان خود چه بگوید، در این لحظه کسی محکم  در حیاط کوبید،دلش فرو ریخت انگار صدای قاصد مرگ بود ، توان نداشت که در را باز کند دختر بزرگ پاورچین پاورچین به طرف در حرکت کرد ، و آهسته آن را باز کرد وای زلیخا طاقت شنیدن خبر از فرد پشت در نداشت ناگهان دخترک خیغی کشید دنیا دور سر زلیخا چرخید ،لیلا گفت : مادر مادر بابا ... دیگر نتوانست ادامه بدهد زبانش بند آمد، زلیخا گفت :بابا ،چی ، در این بین جاسم وارد شد زن باورش نمی شد چشمانش با دست مالید و بی اختیار بطرف در رفت و خود را در آغوش شوهر مهربانش انداخت ، وبا صدایی پر از مهربانی و عطوفت گفت: جاسم برگشتی ، خوش آمدی. جاسم به درون اتاق رفت، بچه ها دور او حلقه زده و از پدر خواستند قصه مبارزه با مرگ برای آنها تعریف کند.جاسم در حالی که لبخند می زد گفت : قبل ازسوار شدن در قایق ،باران شروع به باریدن کرد  و او به خانه ای در همان نزدیکی پناه برده است.ساعتی بعد اعضای خانواده دور  سفره مشغول خوردن غذا شدند. آرامش در چهره زلیخا موج می زد.



تاريخ : یکشنبه دوم شهریور 1393 | 18:16 | نویسنده : سید رضا حسینی
سالهای گذشته، در تابستان کنگان ،حال و هوای دیگری  داشت، هوای داغ و شرجی حسابی تن مردم را نوازش  می دهد. گاه درجه گرما به 50 درجه به گفته گوینده خبر تلویزیون  سانتی گراد می رسد. در سالهای قبل مردم برای نجات از گرمای طاقت فرسا به روشهای زیر عمل می کردند. گروهی که دارای اسم ورسمی بودند بالای اتاقهای معمولی خود ، اتاقی به نام بالا خانه می ساختند،و ایام تابستان را در آن می گذراندند.البته هوا ی بالا خانه کمی با اتاقهای دیگر فرق می کرد. بعضی هم در حیاط خانه کپری با چوبهای نخل می ساخته و تابستانها در آن بیتوته می کردند. گروه سوم به نخلستانهای اطراف شهر می رفتند این کار برای آنها دو مزیت داشت  اول اینکه از خارک و رطب استفاده می کردند و دوم  از هوای گرم کمی نجات پیدا می کردند. اما گاهی هوای بندر چنان دم می کرد که هیچکدوم از روشهای انتخابی ، در برابر گرما نتجه ای نداشت. شبها بیشتر مردم به پشت بامها رفته ودر آن می خوابیدند،رطوبت ناشی از شرجی رختخواب گرما زده را کمی خنک می کرد و همین باعث می گردید که افراد زودتر به خواب بروند. تنها وسیله خنک کردن آب ظروف سفالی بودند که مردم به آن حبانه یا مدانه می گفتند. هوای گرم یک نتیجه خوبی هم داشته و دارد، نخل های سربه فلک کشیده در فصل تابستان محصولات خود را به مردم بندر تقدیم می نمایند.خارک های رنگی قرمز و زرد در بالای نخلها به سیمای بندر زیبایی خاصی می بخشد. در گذشته باغبان با وسیله مخصوص( قبلا در مورد آن توضیح داده ام) به نام پرونگ به بالای نخل رفته و خارک و رطب های تازه به پایین می اورد. خوردن خرما با کشک حیوانی حسابی به  ذائق بندر نشینان می چسپید. در اطراف شهر نخلستانهای زیاد وجود داشت و بر هر کدوم اسم خاصی گذاشته شده بود .مالک نخلستان در تابستان باغبانی استخدام کرده و او با خانواده خود به آنجا می رفت و تا پایان شهریور در نخلستان می ماند. از آن همه نحلستان در حال حاضرهیچ اتری باقی نمانده است. صید میگو یکی دیگر از کارهای است که صیادان کنگانی در تابستان  به آن رو می آورند  به جرات می توان گفت که میگو خوشمزه ترین آبزی می باشد . مردم کنگان علاقه زیادی به خوردن میگو دارند. بهترین نوع میگو( صورتی) در دریای خلیج فارس قرار دارد. از سال 1348 چند زنوارتر در کنگان راه اندازی شد و مردم تا حدودی توانستند در مبارزه با گرما موفق باشند.



تاريخ : شنبه یکم شهریور 1393 | 17:35 | نویسنده : سید رضا حسینی
بی شک ابوعلی سینا یکی از مهمترین دانشمندان سرزمین پهناور ایران زمین می باشد. این مرد بزرگ در اکثر علوم نظیر ریاضی، نجوم، فلسفه ،پزشکی و.... بسیار متبحر و سر آمد بود. اکثر  بزرگان  علوم مختلف  افتخار شاگردی و شاگردی شاگردان  او را داشته و دارند. شفاء و قانون از کتابهای معروف این دانشمند بزرگ می باشد، کتبی که سالها در دانشگاههای اروپا تدریس می شد. ابوعلی هرگز  علم و دانش  خود را به رخ دیگران نکشید و بخاطر معالجه مردم آنان را سر کیسه نکرد. این مرد بزرگ با تمام وجود بیماران خود را درمان می کرد و حتی در برابر درمان  شاهزاده سامانی تنها مجوز استفاده از کتابخانه دربار تقاضا نمود تا بتواند بر دانش خود بیفزاید و بهتر هموطنان خود را معالجه کند. فیلسوف و پزشک حاذق ایرانی  همواره با مردم رفتاری انسانی داشت وهرگز متکبرانه به دیگران نگاه نمی کرد. در تقویم رسمی کشور روز بزرگداشت این اندیشمند به نام "روز پزشک" نامگذاری شده است، پزشکان کشور ما باید به خود ببالند که چنین روزی  به نام روز آنها مشخص شده است.واز رفتار انسانی و حرفه ای بوعلی درس بگیرند. در تاریخ بشر طبابت سابقه طولانی زیادی دارد. حکیمانی بی ادعا که بدون هیچ چشم داشتی بیماران خود را معالجه می کردند و شادی و رضایت همراهان بیمار تنها دسنمزد آنها بود. ممکن است داشتن پول و ثروت  نوعی افتخار محسوب گردد اما نباید برای گرد آوری  آن از هر وسیله استفاده کرد ، وقتی پزشکی از بیمار فقیر خود پول زیر میزی می گیرد این باید نوعی خیانت به حرفه پزشکی و بزرگانی همچون بوعلی دانست. بیمار از سر ناچاری  به مطب پزشکی مراجعه می نماید و این ناچاری نباید فرصتی برای جمع آوری پول و ثروت قلمداد کرد. در بسیاری از کشورهای دنیا پزشکانی دیده می شوند که به بعد انسانی شغل خود بسیار توجه دارند و در بسیاری از موارد با تمام وجود به  انسانهای نیازمند کمک می کنند. امیدوارم پزشکان کشور ما ابوعلی سینا را سرمشق خود قرار داده و به مردم مستمند جامعه خود خدمت نمایند.



  • پی دی با
  • قالب بلاگفا