تاريخ : جمعه دوم آبان 1393 | 13:37 | نویسنده : سید رضا حسینی

در آستانه آغاز ماه محرم ،عاشقان ومحبان اهل بیت پیامبر برای هر چه باشکوهتر برگزار نمودن مراسم عزاداری ابا عبدالله الحسین خود را آماده نموده اند،از شما دعوت می نمایم  تصاویرزیر که در این رابطه تهیه شده، تماشا نمایید.

پرچمهای سیاه به یاد علم های خیام امام حسین(ع)

يَا أبَا عَبْدِ اللهِ ، إنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ إلى يَوْمِ القِيامَةِ

فدائیان حسین

السَّلام عَلَيْكَ يَا أبَا عَبْدِ اللهِ

السَّلام عَلَيْكَ يَا أبا عَبْدِ اللهِ وَعلَى الأرواحِ الّتي حَلّتْ بِفِنائِكَ ، عَلَيْكَ مِنِّي سَلامُ اللهِ أبَداً مَا بَقِيتُ وَبَقِيَ الليْلُ وَالنَّهارُ ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ العَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ ،  السَّلام عَلَى الحُسَيْن ، وَعَلَى عَليِّ بْنِ الحُسَيْنِ ، وَعَلَى أوْلادِ الحُسَيْنِ ، وَعَلَى أصْحابِ الحُسَينِ .

برای دیدن بقیه تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه یکم آبان 1393 | 5:21 | نویسنده : سید رضا حسینی
با کوکب خانم مادر عباس ،زن پاکیزه ای که که در کتاب فارسی سال دوم ابتدایی با او و زندگیش آشنا شده ایم . مصاحبه ای انجام گرفته  که  از شما دعوت می کنم آنرا مطالعه نمایید.

س: کوکب خانم سلام ، چه خبر چکار می کنی، از عباس چه خبر ، کجاست؟

ج: سلام بر همه دانش آموزانی که سالها در فارسی پایه دوم ابتدایی با هم زندگی می کردیم، من کوکب خانم مادر عباس هستم، الان پیر و سالخورده و در گوشه  خانه زندگی می کنم، یادش بخیر آن روزها چقدر زندگی زیبا یی داشتیم.هر روز مهمان به خانه ما می آمد ، با هم  نیمرو ،ماست و یا شیر می خوردیم. عباس پس از اتمام تحصیلات ابتدائی  و نبود مدرسه راهنمایی ، نتوانست به تحصیلات خود ادامه داده ومجبور شد ترک تحصیل نماید و دنبال گله بزو گوسفندان برود، چند سال بعد ازدواج کرد و الحمدالله چند بچه دارد. 10 سال پیش همه گوسفندان به علت بیماری نامعلومی از بین رفتند و عباس بیکار شد، حالا دکه در یکی از کوچه های روستا دارد و از این طریق امرار معاش می نماید.در اینجا جا دارد که شایعه معتاد شدن عباس را تکذیب نمایم.

س :  چرا درس " کوکب خانم" از فارسی دوم حذف شد؟

ج: من شنیده ام که وزیر بهداشت سابق که خانم هم بوده ایراد گرفته که من شیر جوش نداده در سفره جلو مهمانان می گذاشته ام،نمی دانم  خانم دکتر که ظاهرا تحصیلکرده هم می باشد چرا چنین اتهامی به من زده است، والله ما زنان روستایی به مسائل بهداشتی خیلی اهمیت می دهیم،  امکان ندارد شیر خام جلو مهمان و اعضای خانواده خود بگذاریم، خدا با چنین وزیران نا آگاهی به دادمان برسد،وزیر آموزش و پرورش که اسمش حاج  نمی دانم چی بوده، دستور داده متن درس "کوکب خانم را" از کتاب فارسی دوم ابتدایی حذف نمایند، نه تنها مرا از کتاب فارسی اخراج کردند بلکه دهقان فداکار،حسنک کجایی، کبری ، پطروس(پسر فداکار) به ناحق از کتابها حذف کردند.

س: نظرت در مورد کتب دوره ابتدایی چیست؟

ج : والله آن زمان که خیلی پر محتوی بودند و دانش آموزان بسیار با دانش و آگاه به مسائل بودند، چند روز کوکب ( دختر عباس) نوه ام برایم از روی کتاب درسی خواند ، باور کنید حالم به هم خورد، من به برنامه ریزان کتب درسی اعلام می نمایم که در این کار دخالت نکرده و تدوین این کتابها به ما( کبری، دهقان فداکار، حسنک، عباس یمین شریف،پطروس ، ابوالقاسم حالت و....) بسپارند و ببیند که چه نغییری در دانش ورفتار دانش آموزان بوجود خواهد آمد، کتب فعلی مدارس  حتی به درد این نمی خورد که جلو گوسفند انداخت.

س : کوکب خانم نظرت در مورد سیاست چیست؟

ج : من با سیاست کاری ندارم،اما عباس می گوید نباید در آن دخالت کرد، این روزها مردم برای بدست آوردن لقمه نانی روز شب جون می کنند و باز مشکل دارند، اگرکسی در سیاست دخالت کنید این لقمه نان نیز از دست خواهد داد.

س: سخن آخر کوکب خانم چیست؟

ج: من برای سلامت همه فرزندان ایران عزیز دعا می کنم، این روزها مریض و در گوشه خانه افتاده ام عباس هم با در آمد دکه اش قادر به تامین زندگی خود نیست، امثال من باید منتظر مرگ باشیم، نمی دانم این هم در آمد کشور کجا خرج می شود که ما باید به علت نداری  هر لحظه منتظر مرگ باشیم .

 

 



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 5:29 | نویسنده : سید رضا حسینی

 

دیشب برای مردم کنگان شب بسیار خاطره انگیزی بود، آسمان دریچه هایش به سوی زمین باز و باران رحمت پس از چندین ماه شروع به باریدن کرد. سرور و شادمانی  وجود همه را فرا گرفت و زمین با بلعیدن قطرات باران کام تشنه خود را سیراب نمود. بیاید به شکرانه بارش رحمت الهی شعر زیبای باران را با هم بخوانیم.



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مهر 1393 | 6:0 | نویسنده : سید رضا حسینی

 

بسیاری از شما حتما زمین های خاکی را به یاد دارید و شاید در این زمینها بازی کرده باشید.چند  روز پیش تعدادی کودک  و نوجوان که با پای برهنه در زمین خاکی  مشغول بازی بودند، مشاهداه  نموده و از صحنه های بازی آنها تصاویری تهیه نموده ام که از شما دعوت می نمایم این عکسها را مشاهدکنید .

 

زمین خاکی بازی

تیم فوتبال زمین خاکی

آغاز بازی

اولین حمله بر روی دروازه حریف

بازیکن تکنیکی

 

کودک گفت که می خواهد در آینده مسی یشود



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 | 5:38 | نویسنده : سید رضا حسینی
 

رسم خوب دید و بازدید از از دهها سال قبل در بین مردم کنگان روایج و همچنان ادامه دارد .

دید و بازدید در موارد زیر صورت میگیرد

  1. شرکت در جشن عروسی ها و دیگر مراسمات:در مورد نحوه برگزاری عروسی قبلا مطلبی نوشته ام ، ولی  در اینجا بیان یک نکته ضروری است که فردی در مراسم عروسی شرکت می کند که در آن به طور رسمی از او دعوت شده باشد.
  2. رفتن به نزد خانواده ای که یکی از عزیزان خود از دست داده است : در این مورد نیز قبلا مطلبی نوشته ام.تفاوت این دید و بازدید با نوع اول این است که از کسی جهت شرکت در این مراسم دعوت به عمل نمی آید و مردم خود به منزل متوفی یا مکان برگزاری مراسم می روند.
  3. برگشتن از سفر زیارتی :در گذشته اگر کسی به مکه یا مشهد مشرف می شد پس از بازگشت ،مردم به منزل او می رفته وحاجی یا مشهدی هم از خاطرات خود برای آنها مطالبی بیان می کرد .سابقا  اکثر افراد از طریق کشور های عربی همسایه، به مکه مشرف می شدند. اما رفتن به مشهد طی مراسم خاصی انجام می گرفت .حاجی یا مشهدی به افرادی که پس از بازگشت  به دیدنش  می آمدند،سوغاتی هایی نظیر سجاده یا مهر و احیانا نخود و کشمش به عنوان هدیه زیارت به آنها می داد .در حال حاضر کسی به دیدن افراد برگشته از مشهد نمی رود اما بازار دید و بازدید با حاجی ها خیلی داغ است مخصوصا اگر حاج آقا مسئول یا  فرد معروفی باشد.
  4. دیدار با کارگرانی که از خارج برگشته بودند :در سالها قبل اکثر مردم جهت پیدا کردن کاری به کشور های حوزه خلیج فارس (نظیر بحرین.کویت.قطر .امارات)می رفتند،  دیدار از این افراد به دو منظور صورت می گرفت الف:دیدار با همشهری تازه برگشته از سفر.ب:به منظور پرسیدن حال و احوال پدر یا برادر خود که در خارج مشغول کار بوده و دریافت نامه و احیانا سوغاتی هایی که از طرف آنها  به خانواده هایشان فرستاده شده بود.فرد برگشته از سفر با حلوای مسقطی که شیرینی معروفی بود از مهمانان پذیرایی می کرد. و در موقع برگشت ،نامه های خانواده ها را جمع و به دست پدر یا برادر آنها می رساند .البته گاهی افراد شاغل در خارج پولی توسط دوستان به خانواده خود می فرستادند.
  5. شب نشینی :این نوع دید و بازدید معمولا توسط همسایه ها یا افراد یک محله انجام می گرفت ،شبها مخصوصا شبهای تابستان همسایه هر شب در خانه یکی جمع شده و در مورد مسایل مختلف با هم صحبت می کردند. از مهمانان با چای پذیرایی می شد و گاهی ممکن بود ،صاحب خانه با آماده نمودن پارچی پر ازشربت ویمتو ،کام مهمانان  خود را شیرین نماید.


تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 | 6:22 | نویسنده : سید رضا حسینی
 

زمانی که بنک روستا بود( حالا شده شهر ساحلی بنک) و من در آنجا زندگی می کردم ،ضرب المثلی گاهی بین مردم رد بدل می شد که برایم جالب بود"دووت کا جمالن       هرکی سی خش می ناله" معنای این ضرب المثل این است" دووت (عروسی )کا ( مخفف "کاکا" برادر)  جمالن( جمال)    هر کی سی( برای) خش( خودش) می نالد. این جمله وقتی بکار برده می شد که  می خواستند نابسامانی در جایی یا جامعه ای نشان بدهند. حالا وقتی فکر می کنم می بینم که گذشتگان ما چقدر از هوش و ذکاوت  خوبی برخودار بوده اند.

در کشور ما هم این ضرب المثل کاربرد فراوانی دارد.زمانی که  هر روز خبرهایی زیادی در مورد دست درازی به بیت المال و اختلاس های زیادی مثل واریز نشدن  پولهای فروش نفت به خزانه دولت یا واریز شدن پول به حساب فلان شخصیتی که زمانی بر کشور حکومت می کرده یا کسانی که از بانکها پول گرفته و حاضر به پرداخت قسط خود نیستند و بانکها فقط زورشان به کسانی می رسد که مثلا دو میلیون تومان وام گرفته اند وپدرش در می آورند ، ناخود آگاه انسان فریاد بر می آورد "دووت کا جمالن    هر کی سی خش می ناله."

یا موقعی که فیلمی در مجلس نشان داده می شود که برادر فلان مسئول تقاضای گرفتن رشوه نموده  وکسی گوشش بدهکار این حرفهانیست ،انسان از خود می پرسد اگر این فیلم افترا و تهمت است چرا افتراء زننده به پای میز محاکمه کشانده نمی شود و اگر صحیح است چرا به این موضوع رسیدگی نمی شود ، باید گفت "دووت کا جمالن     هرکی سی خش می ناله".

وقتی که وزارت علوم به کسانی بورسیه تحصیلی می دهد که اصلا شرایط آنرا ندارند و کسی اعتراض نمی کند که آقایان با سرنوشت علمی کشور این چنین بازی نکنید ، باز هم باید گفت که: "دووت کا جمالن    هرکی سی خش می ناله."

زمانی که در کشور حتی در حد یک اسم وزارتخانه ای به نام آموزش و پرورش وجود ندارد و کک کسی هم نمی گزد  و انسان به عین می بیند که  دولتها با انتخاب وزیران بی دانش ،قصد نابودی نهاد آموزش وپرورش دارند  در این لحظه به یاد این ضرب المثل می افتیم که "دووت کا جمالن     هر کی سی خش می ناله."

 



تاريخ : جمعه بیست و پنجم مهر 1393 | 20:0 | نویسنده : سید رضا حسینی
 همه دانش آموزان دهه چهل و پنجاه با فعالیتهای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آشنا هستند، زمانی که آقای علی یگانه این مرد فرهنگ دوست ، با پای پیاده یا سوار بر الاغ و اواخر با جیپ به مدارس می رفت و بین دانش آموزان کتاب توزیع می کرد، بعد از انقلاب متاسفانه چند سال کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان  در کنگان فعالیتی نداشت ، تا اینکه در سال 1383 کانون فعالیتهای خود را در مکانی مشخص آغاز نمود ، چند روز پیش با مدیر زحمتکش و مهربان کانون "خانم گشتی "مصاحبه ای انجام داده ام که از شما دعوت می نمایم این مصاحبه را مطالعه نمایید.

س:ضمن تشکر از شما مدیر خوب و زحمتکش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، خواهشمند است در مورد مورد آغاز بکار و انواع فعالیتهای آن مختصرا توضیحی دهید.

ج:ضمن عرض سلام،همانطور که اطلاع دارید کانون از سالها قبل در شهرستان کنگان فعالیت داشته ، اما از سال 1383کانون در این شهرستان مستقر گردید ودر ساحتمانی ( کانون مالک ساختمان  است)در خیابان دارایی مستقر گردید، اولین مسئول خانم مرهونی بوده و چند سالی است که اینجانب  مشغول به خدمت می باشم،کانون در حال حاضر دارای 667 عضو ( سنین بین شش تا شانزده سال )دارد و دارای فعالیت در زمینه های فرهنگی( نشریه دیواری ،رو خوانی،معرفی کتاب ،بحث در مورد کتاب ، .....)هنری (نقاشی،سفال سازی،سرود،انیمیشن، تقویت حواس)ادبی(قصه گویی،شعر،روخوانی کتاب،داستان نویسی،نوشتن و....)مذهبی(قرآن ،احادیث،بحث در مورد حدیث و....)می باشد. کانون دارای نزدیک به 10000 جلد کتاب می باشد و هر سال 12 بار جلسات نقد و بررسی کتاب برگزار می گردد. همکاران بنده خانم درویشی و خانم محمدی نزاد می باشند که جا دارد از ایشان در این زمینه تقدیر و تشکر می نمایم.

س:آیا کانون جشنواره هایی در طول سال برگزار می نمایدو ارتباط دانش آموزان و اولیاء آنها با شما چگونه است ؟

ج:در طول سال جشنواره های متعددی نظیر تندیس شنی،خلاقیت، دور ریختنی ها (که بیشتر در دهه فجر می باشد) برگزار می گردد، افراد زیادی در این جشنواره ها شرکت می نمایند،در جشنواره شهید رجایی مقام اول بدست آوردیم و از لحاظ کار کردی در سال 92 در بین ادارات کانون  کنگان مقام اول کسب کرد.ارتباط اعضاء و اولیاء آنها بسیار خوب است و بدینوسیله جا دارد که از خانواده های بحرانی، منوچهری ،حمیدی و قاسمی که بیشترین ارتباط با کانون دارند تشکر نمایم.

س:در مورد فعالیت خاصی که کانون به طور  انجام می دهد هم توضیح دهید.

ج:مرتب به مدارس می رویم و دانش آموزان را به فعالتهای ادبی تشویق می نماییم ، برگزاری نمایشگاه کتاب نیز از دیگر فعالیتهای کانون در طول سال می باشد، سال گذشته برای اعضا مراسم معرفی شب یلدا برگزار نمودیم.

س: سخن آخر شما چیست؟

ج:جا دارد از همه خانواده ها  و مسئولان که در این راه ما را یاری می نمایند تشکر و قدر دانی نمایم و از مردم عزیز دعوت می کنم که به کانون تشریف بیاورند.از شما هم بخاطر انجام این مصاحبه تشکر می کنم.

برایردیدن تصاویریر روی ادامه مطلب کلیک کنید. 



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393 | 19:58 | نویسنده : سید رضا حسینی

دوست عزیزی که ترانه "هل یوس هل یوسه" در وبلاگ خوانده است ، درخواسته کرده ، متن ترانه لب کارون نیز در وبلاگ منتشر نمایم .به احترام این دوست عزیز  از همه کاربران عزیز دعوت می نمایم ، ذیلا این ترانه را با هم زمزمه نماییم.

لب کارون، چه گلبارون
میشه وقتی که میشینند دلدارون
تو قایقها ،دور از غمها ،میخونند نغمه خوش روی کارون
هرروز و تنگه غروب تو شهرما
صفا داره لب شط پای نخلها
چه خوبو قشنگه لب کارون چه گلبارون
لب کارون چه گلبارون
میشه وقتی که میشینند دلدارون
تو قایقها دور از غمها میخونند نغمه خوش روی کارون
هرروز و تنگه غروب تو شهرما
صفا داره لب شط پای نخلها
چه خوبو قشنگه لب کارون
میشه وقتی که میشینند دلدارون
تو قایقها دور از غمها میخونند نغمه خوش روی کارون
لب کارون چه گلبارون
میشه وقتی که میشینند دلدارون



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 | 19:52 | نویسنده : سید رضا حسینی
نمی دانم شما هم این روزها گرفتار دست و پنجه نرم کردن با سرعت اینترنت هستیدیا نه؟ واقعا که استان و شهرما در این زمینه حرف اول می زند، شاید باورتان نشود که  بایدساعتها  پشت کامپیوتر نشست ،تا بتوان مطلبی را خواند یا نوشت. شاید در این کار حکمتی باشد که ما چیزی از آن نمی دانیم . وقتی تلویزیون هنگام پخش مسابقه فوتبال یا والیبال یک صحنه را صد بار تکرار می کند حتما بزرگان چیزی می دانند که بقیه خلق خدا از آن چیزی درک نمی کنند. چندی پیش یکی از مسئولان محترم وعده داد بزودی سرعت اینترنت بالا خواهد رفت و مردم براحتی از فضای مجازی استفاده خواهند کرد. شاید منظور این عزیز  پایین آوردن سرعت نت بوده و گوش ما عوضی شنیده است، باید به سراغ اطباء محترم رفت  و با دادن پول زیر میزی ،از آنها خواست که گوشمان را تعمیر نموده تا حرف مسئولان را بر عکس بشنویم. هر وقت آقایان نوید خوشبختی  به مردم داده اند ،بدبختی  به سراغ مان آمد .باز هم جای شکرش باقی است که پس از 5 ساعت ور رفتن با سیستم ، موفق به خواندن خبری از سایتهای  می شویم. یکی از نظریه پردازان علوم ارتباطات پر سرعت ،معتقد است که پایین آوردن سرعت نت موجب پایین آمدن  نرخ تورم می گردد، وی مدعی شد که هر کس این حرف باورش نمی شود، سری به سوپری محله خود بزند یا با روابط عمومی اداره مهار تورم و پایین آمدن سرعت اینترنت تماس بگیرد.به هر ترتیب ، هر چیز برسرمان بیاید لابدحق مسلم مان است ، نت کم سرعت نیز جزیی از  آن محسوب می گردد.اما کاش همانطور که ما خیلی از کالاهای مورد نیاز خود را از چین وارد می کنم، اینترنت پر سرعت نیز از این کشور وارد بازار کشور می نمودیم.

اینترنت کم سرعت آش وکشک خالته                 داشت باشی یا نداشته باشی پاته



تاريخ : سه شنبه بیست و دوم مهر 1393 | 19:2 | نویسنده : سید رضا حسینی
سال گذشته تعدادی از کلمات محلی در پستی جداگانه  نوشتم . از شما دعوت می نمایم  تعدادی دیگر از این کلمات را که ذیل آورده شده ، بخوانید.

انگشتیر( انگشتر) گوشوار( گوشواره) غالی ( قالی) تک ( حصیر، این نوع حصیر از برگ درخت نخل بافته می شود اثری از تک دیگر در خانه ها وجود ندارد)  ریغ( ماسه دریا، ماسه بادی) لک ( پارچه  کهنه ) لت ( تکه) پت پت( وقتی با دست کاغذ یا پارچه  پاره کردو  به قطعات کوچکی تقسیم شود) ور( کسره زیر حرف "و"،زیاد حرف زدن)  ور(ضمه روی حرف "و"، پرت کردن) محراب ( مهر که بر آن سجده می کنند) سیلا( سوراخ) مقنار( مقنه ، پارچه نازکی که سالها قبلا خانمها به عنوان رو سری دور سر خود می پیچیدند ، اگر زنی در حال حاضر مقنار دور سر خوب بپیچد بی حجاب محسوب می گردد) فر(ضمه روی حرف "ف"، پرت کن) گرد( ضمه روی حرف "گ"،چوب نخل خشک) کل( ضمه روی حرف "ک"،) گود نسبتا کوچک) کلیل( کلید) کلکی( شورت) واجرد( پیدا کردن) نار خوری( قابلمه کوچک) جزول( جدول آبی، کانال آب) کروندن(خاراندن )مین( مو) سمات( کود جیوانی)  گویل( لجن) سمات (کود حیوانی) کنجیل( آرنج) زونی( زانو) زورد( نخ) اوسار( افسار اسب یا خر) ک( ضمه روی حرف "ک"، کوه) لو ( هل دادن) خلت( مخلوط)زفر( بوی آزار دهنده) مج( مغز بادام ، و...) لیک( کسره زیر حرف "ل" جیغ بلند) لیخ ( تور ماهیگیری) حولکی( دستپاچه شدن، عجله) بلتش ( خاکستر )

 



  • پی دی با
  • قالب بلاگفا